تبليغاتX
* بهترین اس ام اس های عاشقانه برای شما *



درد و دل
نويسندگان
آثار تاريخي يك عاشق
دوستان عاشق تنها
آمار وبلاگ
موضوعات
طراح قالب:
وضعیت من در یاهو
آهنگ وبلاگ
اس ام اس 41

کاش هرگز در محبت شک نبود
تک سوار مهربانی تک نبود
کاش بر لوحی که بر جان دل است
واله تلخ خیانت هک نبود

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

آسمون وقف نگاهت گل من
مانده ام چشم به راهت گل من
هر کجا هستی و باشی گویم
که خدا پشت و پناهت گل من

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*


دلا دیشب چه می کردی تو در کوی حبیب من؟
الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من!

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

آخرين تکه قلبم را به پروانه ای دادم که رنگ پرهايش سوی ديدن را از من گرفت ، به او دادم چون از تمامی چيزهای دور و برم پاکتر بود ، حتی آبی تر از حوض آبی كلبه ی تنهايی ام ...

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

کاش غرورم را که در پستوی سادگی ام پنهان بود می يافتی، اما تو این سادگی را بهانه ای قرار دادی برای در هم شکستن غرورم...

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

توی زندگیت هرگز اخم نکن چون ممکنه یه نفر فقط به لبخند تو زنده باشه...

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

تا روزی كه رفتی می پنداشتم  عشق همه اش شيرينی است! اما آن روز چشمانت به من آموخت كه با آخرين نگاه است كه اولين رنج آغاز می شود...

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

تو را برای وفای تو  دوست می دارم، و گرنه دلبر پيمانه شكن که فراوان است...

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

اگر بوی گلی را دوست نداری لااقل شاخه هايش را نشكن ...

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

برای شکستن من یه اخم کافیه... نیازی به فریادت نیست، واسه اشک ریختنم سکوت تو کافیه... نیازی به قهر نیست، برای مردنم حرف رفتنت کافیه... نیازی به انجامش نیست...

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

یادت هست گفتم دوستت دارم و تو گفتی کوچکی برای دوست داشتن!؟
رفتم و بزرگ شدم... حالا اما ديگر يادم رفته است دوست داشتن !

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

یادمه که همیشه بهم میگفتی برو من پشتتم...
ولی هیچوقت فکر اون خنجری که پشتت قایم کرده بودی رو نمیکردم!

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

و کسی می گوید سر خود بالا کن ، به بلندا بنگر. به بلندای عظیم به افق های پر از نور امید و خودت خواهی دید و خودت خواهی یافت خانه ی دوست کجاست... خانه دوست در آن عرش خداست ، خانه ی دوست در آن قلب پر از نور خداست و فقط دوست ، خداست...

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

در کنار ساحلت من قایقی شکسته ام... تو همان ساحل عشقی که بهت دل بسته ام...

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

هرگاه شادم یاد تو غمگینم می کند. هرگاه غمگینم یاد تو شادم می کند. پس هر دو را دوست دارم چون حکایت از تو می کند.

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

نيمكت كهنه باغ
خاطرات دورش را
در اولين بارش زمستانی
از ذهن پاک كرده است
خاطره شعرهايی را كه هرگز نسروده بودم
خاطره آوازهايی را كه هرگز نخوانده بودی

 


نويسنده: مهدی مورخ: دوشنبه 10 تیر1387 در ساعت: 13:51 |+|
دانلود آهنگ وبلاگ
سلام

بنا به درخواست بازدید کنندگان گرامی در مورد آهنگ همین وبلاگ.

این آهنگ که خوانندش Gipsy Kings هست رو برای دانلود گذاشتم . موفق و مؤید باشین.

Gipsy Kings - www.shekastehdel2.blogfa.com

 

دانلود آهنگ


نويسنده: مهدی مورخ: دوشنبه 19 فروردین1387 در ساعت: 18:16 |+|
سخن بزرگان

وقتی انسان آنقدر ثروتمند شد که بتواند هر چه دلش می خواهد بخرد ، می بیند معده اش بیمار است و همه چیز را هضم نمی کند . شاتو بریان

 

اندیشه برتر در روزهای توفانی و آشوب و در همان حال خموشی و آرامش ، توانایی برتر خویش را از دست نمی دهد. اُرد بزرگ

 

برتری همیشه منفور بوده است ، و هنگامیکه برتر از همه ای بیشتر منفوری .گراسیان

 

تکبر زائیده قدرت مادی است و تواضع زاییده ضعف معنوی . فردریش نیچه

 

جهت الهی شما ، دریایی است پهناور و بی ساحل . ذات الهی شما از ازل پاکیزه بوده است و تا ابد نیز خالص و پاک خواهد ماند . جبران خلیل جبران

 

محبت نیرومندترین جادوها است. گولاس

 

مهم نیست کجا متولّد شدم و چگونه و کجا زندگی کرده ام. مهم این است که در آنجا که بوده ام چگونه رفتاری داشته ام . جوجیا اوکیف

 

توانگر کسی است که به آنچه خداوند توانا نصیبش کرده خرسند باشد . زیرا شوریده بخت تر و پراکنده خاطرتر از آزمند کسی نیست . بزرگمهر

باید زیاد مطالعه کنید تا بدانید که هیچ نمی دانید. مونت کیو

 

آدمهای ماندگار به چیزی جز آرمان نمی اندیشند . اُرد بزرگ

 

هرگز مردی ولو بسیار نادان را ندیدم که از وی چیزی نتوانسته ام بیاموزم . گالیله

 

پرحرف را که دشمن راستی و خصم روان پاک است هرگز نپذیر . بزرگمهر

 

براستي ؛ اي كاش جنون شان را حقيقت نام بود يا وفاداري يا عدالت . اما دريغ كه فضيلت شان در خدمت دراز زيستن است و آسودگي نكبت بار . فردریش نیچه

 

فرمانروایانی که یک شبه دارای توان می شوند ، با تلنگری فرو می ریزند . اُرد بزرگ

 

زندگی انسان مانند شبنمی است که از برگ گلی می لغزد و فرو می چکد. بودا

 

انسانها در هیچ یک از ویژگی هایشان به اندازه نیکی کردن به همنوعان خود خدای گونه نیستند. سیسرو

 

با این نگرش پیش بروید که همه چیز خدای گونه است و همه کس خدای گونه رفتار میکند، اگر شما همچون خدا با آنان رفتار کنید . سوامی راما تیرتا :

 

دیدی جهان در مشتی شن ، و سپهر در گلی خودرو ، بی نهایت در کف دستهایت گیر و جاودانگی را در ساعتی به دست آر. ویلیام بلیک

 

قدرزمان حال را بدانيد كه گذشته بر نمي گردد و آينده شايد نيايد. گالیله

 

در هر سرنوشتی ، رازی مهم فرو نهفته است . اُرد بزرگ

 

به هنگام باز ایستادن تنفس ،نفس از تکرار پی در پی آزاد می شود و تلاش برای آزادی از زندانی مخوف و اوج گرفتن در فضایی گسترده و پر از آثار حیات به سوی پروردگار ادامه می یابد ، تا بی پرده به وصال برسد . جبران خلیل جبران

 

شما نمی توانید به یک نفر چیزی را که خودش از قبل نمی داند یاد بدهید . فقط می توانید او را از آنچه می داند با خبر و آگاه کنید. گالیله

 

تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ،‌ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي. گابريل گارسيا مارکز

 

گفتگو با خردمندان و دانشوران ، پاداشی کمیاب است . ارد بزرگ

 

در میان دو کس دشمنی میفکن ، که ایشان چون صلح کنند تو در میانه شرمسار باشی . سعدی

 

براي گله ي انساني تمام نشانه هاي ابرانسان چون نشانه هاي بيماري يا ديوانگي ظاهر مي شوند . فردریش نیچه

 

اگر دشمنت با روی خوش نزدیکت شد ، در برابرش خموش باش و تنهایش بگذار . اُرد بزرگ

 

حقیقت می تواند مدتی در حجاب تعویق و تأخیر بماند ولی همیشه جوان بوده و خود را معرفی خواهد نمود . گولیو

 

اندیشه ها بزرگترین جنگنده های جهانند و جنگی که اندیشه ای در دنبال دارد چیزی جز وحشیگری نیست . گارفیلد

 

آنگاه مردم را درست می ببینی که در بلندیهای سر به آسمان کشیده حضور داشته باشی و نیز در منزلگاههای دور . جبران خلیل جبران

 

چون دل راست اندیش و زبان راستگو باشد در کاستی و نادرستی بسته می شود . بزرگمهر

 

جایی که شمشیر است آرامش نیست . اُرد بزرگ

 

هرگز نمی توانیم صفت خوبی را در دیگران بشناسیم مگر اینکه از آن بویی برده باشیم . چینگ

 

اگر امروز حتی یک کلمه از دیروز بیشتر بدانید مسلماً شخص دیگری هستید . چاحیت

 

در این روزگار ما به خاطر اندیشه ها می جنگیم و روزنامه ها سنگرهای ما هستند . هاینه

 

اگر به سخنی که گفته اید با تمام وجود پایبند هستید، دیگر نیازی نیست برای آن پوزش بخواهید . اُرد بزرگ

 

جز مرگ را ، هیچ کسی از مادر نزاد . فردوسی خردمند

 

اگر بکوشی و در پی نصیبی حتی برای خود باشی بدان که صالحی . جبران خلیل جبران

 

در میان ملکات ذهنی ، حافظه بیش از همه می شکفد و پیش از همه می میرد . کولتون

 

خوشبختی میان خانه ی شماست، بیهوده آن را در میان باغ دیگران می جویید. مارک اورل

راز خوشبختى در اين است كه بدانيد ديگران دليل خوشبختى شما هستند. لرد تنيسون

 

آدم هاي حقير،انسانهاي والا را ديوانه ميپندارند. چرا كه اين انسانها سرشت نامعقول تري داشته و به سمت چيزهاي استثنائي جذب ميشوند:چيزهايي كه هيچ جذابيتي براي بسياري از مردم ندارند . فردريش نيچه

 

هرکسی درس مخصوص به خود را می گیرد. ما می توانیم به سه طریق واکنش نشان دهیم

زندگی من مجموعه ای از درسهایی است که به آن نیاز دارم، درسهایی با نظم و ترتیب تمام در زندگی ام روی می دهد.( این سالمترین برخورد است و حد اکثر آرامش ذهن را تامین می کند.)

زندگی یک مسابقه بخت آزمایی است اما من از هر اتفاقی که در زندگی روی می دهد نهایت استفاده را می برم (این دومین انتخاب خوب است و کیفیت متوسطی را به زندگی می بخشد)

چرا همیشه همه بلاها سر من می آید؟ (این طرز برخورد نهایت ناکامی و بدبختی را تضمین می کند)

ما در زندگی مرتبا با درسهای تازه ای روبرو می شویم و تا زمانی که درسی را یاد نگیریم مجبور به گذراندن دوباره آن هستیم. آندرو متیوز

 

ارزش استاد را دانستن هنر نیست ، بلکه بایستگی و وظیفه است . اُرد بزرگ

 

ایمان و باور ما در ابتدای هر مسئولیت دشواری تنها عاملی است که موفقیت نهایی مان را تضمین می کند.

وقتی انتظار بهترین پیشامد را دارید نیروی مغناطیسی از مغزتان خارج می شود که بهترین ها را جذب می کند .

اگر انتظار بدترینها را داشته باشید از مغز قدرت دافعه ا ی رها می کنید که سبب می شود بهترینها از شما بگریزد حیرت انگیز است . ویلیام جییمز

 

آن که در طلب کمال است باید خرد ور و با دانش باشد . بزرگمهر

 

تولد و مرگ اجتناب ناپذيرند ، فاصله اين دو را زندگي كنيم . سانتا بان

 

و کدامین ثروت است که محفوظ بدارید تا ابد؟

آنچه امروز شما راست ، یک روز به دیگری سپرده شود.

پس امروز به دست خویش عطا کنید ، باشد که شهد گوارای سخاوت ، نصیب شما گردد ، نه مرده ریگی وارثانتان. جبران خلیل جبران

 

خویشتن و مردم را هنگامی می شناسی ، که تنها شوی . اُرد بزرگ

 

از ابرانسان است كه انسان هاي برتر دلگرمی و شجاعت مي گیرند . فردریش نیچه

 

غذايي را بخور كه مي پسندي ,لباسي را پبوش كه مردم مي پسندند. اديبان

 

اول اندیشه، وانگهی گفتار . لائوسته

 

اولین درسی که والدین باید به فرزندان خود بیاموزند، صداقت است. شوپنهاور

 

اگر سخن چون نقره است، خاموشی چون زر پربهاست. لقمان

 

در پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید و اگر نیافتید همان در را بشکنید . اُرد بزرگ

 

ازدواج چیزی جز یک دوستی که به تصویب پلیس رسیده است نیست . سارا برنار

 

هیچ گاه برای آغاز دیر نیست ، همین بس که به خود بگویم این بار کار نا تمام را پایان می دهم . اُرد بزرگ

 

آن که به خداوند پاک و مهربان بیش از دگران امید و بیم بسته است ، بیش از همه در خور ستایش است . بزرگمهر

 

انسان! خودت به یاری خود برخیز! . بتهوون

 

اگر به عمق اعتقادات نفوذ كنيم، درخواهيم يافت كه تمام ارزش ها بي پايه و عقل ناتوان است. هر اعتقاد به صحت و درستي هر چيز ضرورتاً نادرست است. چون جهان حقيقي وجود ندارد. والاترين ارزش‌ها خودشان را نابود مي‌كنند و هدفي در كار نيست، چرا كه هيچ وقت پاسخي نمي یابند . فردریش نیچه

 

این کودکان فرزندان شما نی اند ، آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و هم از برای او .از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند . همراهی تان کنند ، اما از شما نباشند. جبران خلیل جبران

 

گاهي بي رنگي از هر رنگي زيباتر و مفيدتر است. شاتو بريان

 

هرگز به کودکانتان نگویید پیشه آینده اش چه باشد همواره به او ادب و ستایش به دیگران را آموزش دهید چون با داشتن این ویژگیها همیشه او نگار مردم و شما در نیکبختی خواهید بود و اگر اینگونه نباشد هیچ پیشه ای نمی تواند به او و شما بزرگواری بخشد . اُرد بزرگ

 

من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد ، زیرا فقط در این صورت است که هرچه پیرتر شدم در نظر شوهرم عزیزتر خواهم بود . آگاتا کریستین

 

ارزش هر کس به قدر خرد اوست . بزرگمهر

 

وقایع خوش زندگي مثل درختان سبز و خرمي است که وقتيکه از دور نظاره شان می کنيم خيلي زيبا به نظر می رسند ولي به مجرد آنکه نزديکشان شده و در داخلشان می رويم زيبائيشان هم از بين می رود ، شما در اين موقع نمی توانيد بفهميد زيبائیش به کجا رفته ، آنچه می بينيد چند درخت خواهد بود و بس. شوپنهاور

 

گریه چرا ؟ فتح را آرزو کنید. استفن گرین

 

داروهای تلخ را با روپوش شیرین می پوشانیم چرا حقیقت و اخلاق را نیز با لباسهای زیبا نپوشانیم ؟ . شامفورت

 

اگر می خواهی بزرگ شوی ، از کردار نیک دیگران فراوان یاد کن . اُرد بزرگ

 

 

 

از فلاسفه می خواهم که به دنبال حقیقت نروند چون حقیقت نیاز به پشتیبان ندارد . فردریش نیچه

 

اراده ی مرد عامل خوشبختی اوست. شچدرین

 

آنکس بر خویشتن نگهبان دارد که برای رسیدن به هوس و آرزوهای کوچک قدر نیکخویی و جوانمردی را نشکند ، و اگر فزونی و کامیابی بد روزگار را دید تن به پستی و زبونی نسپارد. بزرگمهر


نويسنده: مهدی مورخ: یکشنبه 18 فروردین1387 در ساعت: 16:53 |+|
اس ام اس 40

هروقت از کسي جدا شدي بهش بگو براي هميشه خداحافظ هرچند با اين کار قلب او را ميشکني واورا نارحت ميکني ولي از انتظار نجاتش ميدهي

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

سيب مي افته فقط به خاطره تو چون تو تنها جاذبه ي زمين هستي

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

اولين کسي که عاشقش ميشي دلتو ميشکونه و ميره . دومين کسي رو که دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده کني دلتو بدتر ميشکنه و ميزاره ميره . بعدش مياي ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي که هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشکوني که انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يکي ديگه ...
اينطوريه که دل همه آدما ميشکنه و عشقي وجود نخواهد داشت .

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

يادته يه روز بهم گفتي: هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده، گفتم: اگه بارون نبود چي ؟ گفتي : اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمونم گريش ميگيره، گفتم: يه خواهش دارم، وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار، گفتي: چشم، حالا امروز من دارم گريه ميکنم اما آسمون نميباره، تو هم اون دور دورا ايستادي و بهم ميخندي

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

كسي يه روزي مياد يه روزي ميره، يكي با دلش ميره، يكي با پاهاش، ولي مواظب باش كسي با پاهاي خودش از دلت نره

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

جاده خوشبختي در دست تعمير است دور بزن اين اسمش تقديره

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببيننت و حسوديشون بشه که...... ماهشون مال منه

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

زندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

ببين ديگه به اين شماره نه زنگ بزن نه اس ام اس بده شوخي هم ندارم ميخوام اين خط رو بفروشم تا دلت رو بخرم

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

دنيا دو روز است يک روز با تو يک روز بر عليه تو ........... روزي که با تو ست مغرور نشو .... روزي که بر عليه توست ما يوس نشو

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

ميدوني چرا خدا به همه دو تا دست , دو تا پا , دو تا چشم داده , اما فقط يکي دونه قلب داده؟ براي اين که بگردي , اون يکيش رو پيدا کني

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

انواع قهوه : 1- شيرين مثل چشات2 - رقيق مثل قلبت3- تلخ مثل دوريت

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

زندگي اجبار است مرگ اخطار است دوستي فقط يکبار است اما جدايي بسيار است

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته ... شعر مي گويم به يادت در قفس غمگينو خسته ... من چه تنها و غريبم بي تو در درياي هستي ... ساحلم شو غرق گشتم بي تو در شبهاي مستي

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

ميدوني دريا چرا دريا شد؟ به خاطر موجاش اگه موج نداش هيچ و قت دريا نمي شد،من يه دريام و تو موجهاي مني

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

تو اون فرشته اي که وقتي در فصل بهار قدم ميزني برگ درختان انتظار پاييز را ميکشند تا به جاي پاهايت بوسه بزنند

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

در عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد... در يک ساعت مي شه يک نفر رو دوست داشت و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شد ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

هيچ کس از راز دلم آگاه نيست.هيچ کس ازآه دلم به جزقلب تو خبرندارد.من درمسيرقلب توام.چون مسافري و مقصدم افق دورچشمان توست

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

اگه يه روز خواستي بري حتما خبرم کن قول ميدم ازت نخوام بموني ولي ازت ميخوام زود برگردي

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

اگه يه روز رفتي و برنگشتي بهت قول نميدم منتظرت ميمونم اما ازت يه خواهش دارم وقتي اومدي يه شاخه گل رو قبرم بزاري

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

يک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي... اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پيش آمدند. دلم برات تنگ ميشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه ميزنم.

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

بازهم کبوتراحساسم بال مي گشايد تادرآبي بي کران آسمان قلبت به پروازدرآيد.گويا سالهاست که مفهوم پرواز درگنجايش ذهنش نيست.

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

اي کاش از بدو تولد کور بودم تا که هيچگاه درياي عشق را در چشمان مليح و فريبايت نمي ديدم

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

سرو اسوه مقاومت و پايداريست من يه سروم چون تو ريشه مني

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

اگه شب خوابت نبرد به آسمون نگاه کن.ستاره هارو بشمار کم اومد!برو قطرات بارون رو بشار.کم اومد! به عشق من فکر کن چون براي تو هرگز کم نمي ياد

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

تجربه شانه ايست که طبيعت وقتي ما کچل ميشويم, به ما مي دهد!

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

من اون ماهي قرمز کوچولوهستم تو دل شيشه اي تو
*
*
*
*
مراقب باش دلت نشکنه که من ميميرم

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

اول به نام عشق. . . دوم به نام تو. . . سوم به ياد مرگ . . . بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ زمان! به من آموخت كه دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست


نويسنده: مهدی مورخ: یکشنبه 11 فروردین1387 در ساعت: 15:6 |+|
اس ام اس 39
دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني.دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني.دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني.دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني.دوستت دارم چون به يک نگاه،عشق مني...

گفتم بهار
خنده زد و گفت
ای دریغ
دیگر بهار رفته نمی اید
گفتم پرنده ؟
گفت اینجال پرنده نیست
اینجا گلی که باز کند لب به خنده نیست
گفتم درون چشم تو دیگر ؟
گفت دیگر نشان ز باده مستی دهنده نیست
اینجا به جز سکوت، سکوتی گزنده نیست...

 

 کبوتر دلم پر زده در هوای تو می کشدم به هر طرف جاذبه وفای تو در سفری دوباره ام، سوخته چون ستاره ام آه که آتش درون، شعله زد از نوای تو گر چه جوان دویده ام، پیر به تو رسیده ام تا به کجا کشد مرا، غربت ماجرای تو ساز دل شکسته ام مویه رداغ می کند بغض زمان گرفته از گریه بی صدای تو در شب بی خروش من ، چنگ غریب عشق کو تا به نوای غم زند ، نغمه آشنای تو از سر سجده گاه دل، سوخته جان نشسته ام تا دم آخرین نفس بر لب من دعای تو...

در بیکران دور در روزگار نور در شهری بی عبور زیر درخت مهر بر روی سنگ گور با جوهر سرشت با دست سرنوشت حرفی نوشته بود: آرامگاه عشق...

هیچ گاه آخرین نگاهت را فراموش نمی کنم نگاهی سرشار از عشق صمیمیت و محبت امروز سالها از آن روز می گذرد ولی تو هر گز بر نگشته ای صدایت در گوشم زمزمه می شود و نگاهت در ذهنم مجسم ولی من تو را می خواهم نه خیالت را ...

اگه ميدونستي که چقدر تنهام برام اشک ميريختي اما اگه ميدونستي که چقدر اشک ميريزم هيچوقت تنهام نميزاشتي عــشق گوش دادن نيست بلكه درك كردن اســـت فراموش كردن نيست بلكه بخشيدن است عــشق ديدن نيست بلكه احساس كردن اســـت عــشق جا زدن و كنار كشيدن نيست بلكه صبر كردن و ادامه دادن است ....

اومدم بگم مثل بارون بهاري پاك وزلالي ديدم تو مثل هيچ كسي نيستي اومدم بگم مثل خورشيدگرم وروشني ديدم مثل اونم نيستي اومدم بگم مثل دريا هستي ديدم دريا خيلي كوچيكه تو مثل اونم نبودي اومدم بگم مثل كوهي ديدم كوهم در مقابل استقامت تو كم مياره ديدم اونم نيستي اومدم بگم مثل اسمون ابي ابي ابي هستي ديدم اسمون در مقابل تو بي رنگه تومثل هيچ كسي نيستي تو فقط مثل. خودتي خود خود خودت دوستت دارم ....

دوروغ ميگه...! اون که ميگفت جونش به جونت بنده، حالا داره به گريه هاتت ميخنده!....اون که ميگفت بدون تو ميميره، دروغ ميگه دلش جنس کويره....دروغ ميگه تو گوش نده به حرفش....نگو هنوز ميخوای بمونی باهاش...خيال نکن بدون اون ميميری....بزار بره....نباشه جون ميگيری ...

گفتمش: دل مي‏خري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود (: هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه ‏داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي ‏باش که دوستت داشته باشه  ...

روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند ديو هستند و لي مثل پري مي پوشند گرگ هايي که لباس پدري مي پوشند آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند خب طبيعي است که يکروزه به پايان برسد عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد....

ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي؟ فقط خواستم بگويم تولدت مبارك. پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود ....

 

 


نويسنده: مهدی مورخ: شنبه 4 اسفند1386 در ساعت: 12:33 |+|
اس ام اس 38

از آن روزها که تو به من گفتي ميان سنگلاخ ها و دره ها و کوه ها مواظب هم باشيم و دست هم را ول نکنيم روزها گذشته است . اما دست هر دويمان در هواست و ميل به گرفتن نداريم . هميشه مي خواستم بگويم که تو يعني ظندگي من اما غرورم مانع شده است . مي خواهم بداني که دلم برايت به اندازه همين يک دنيا فاصله تنگ است . پس دستت را به من بده که من براي شروع دوباره آماده ام ...

دوستت دارم براي بخشي از وجودم که تو شکوفايش مي کني . دوستت دارم چون دست بر دل افسرده ام مي نهي زنگارهاي بي ارزش و بي مقدار به سويي مي زني و نور مي تاباني بر گنجينه هاي پنهاني که تا کنون در ژرفا مانده بودند               من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربانتر           من تو را به کسي هديه مي دهم که صداي تو را از دور در خشم در مهرباني دلتنگي خستگي ... در هزار همهمه دنيا يکه و تنها بشناسد . من تو را به کسي هديه مي دهم که راز معصوميت گل مريم و
تمام سخاوتهاي عاشقانه اين دل معصوم دريايي را بداند ...

من در اين گوشه ويرانه به تنهايي خود مي نگرم . مرا ياد کن که ديري ست از خاطره ها رفته ام مرا به سوي خود بخوان . بگذار سخن بگويم که روزگاريست مهر خاموشي بر لب زده ام و در هيا هوي بي کسي گم گشته ام . دستانت را به دستانم بسپار که دلم هواي تو دارد . مرا به حال خوش رها  مکن . آخر شکسته بال پروازم . محتاجم . محتاج همراهي تو ...

در اين شب باراني حس غريبي دارم حس غريب من پر است از التهاب لحظه ها . حس غريب من حسي دوست داشتني است ...

تو قشنگ  ترين تصوير گر روياهاي مني که زمين و آسمانم را خوشبو کرده اي و روي نيمکت هاي چوبي و کوچک خيالم هميشه گلبرگهاي فکر زيبايت به بازي نشسته اند . پس دستم را بگير و مرا با همه توانت به قاب قشنگ طبيعت ببر تا چند صباحي هم در پاييز خاطرات بهاريمان باهم زندگي کنيم ...

 


نويسنده: مهدی مورخ: شنبه 4 اسفند1386 در ساعت: 12:28 |+|
اس ام اس 37

زيبايي عشق را بوجود نمي آورد بلکه عشق است که زيبايي به وجود مي آورد ...

چه قدر دوست داشتم تمام دلتنگي هاي اين روز ها را با كسي تقسيم مي كردم ، و يا كسي بود براي گوش دادن و درد دل كردن ، بماند كه آنقدر فاصله زياد شده كه هرچه فرياد مي زنم گويا صدايم را نه تو مي شنوي و نه هيچ كس ديگر ...

چشم وقتي زيباست که پراز اشک باشد اشک وقتي زيباست که براي عشق باشدعشق وقتي زيباست که براي تو باشد وعزيزم توهميشه زيبايي حتي اگه براي من نباشي ...

خدايا قلب من غمگينه امشب دلم چون لاله خونينه امشب نمي دونم چرا دست زمونه گل عمر منو مي چينه امشب دلم گنجينه غم هاي بسيار وجودم خسته از تكرار و تكرار دل من ديگه از جبر زمونه شده از زندگي بيزارو بيزار ...

كدام ستاره گواه آغاز تو بود كه جراحت بال پرستو در اعتماد دستهايت التيام مي يافت و درخت ترس تبر را از ياد مي برد چه خوب بودي اي نازنين وقتي كنار دلتنگي ام مي نشستي چونان كبوتري بر شاخه هاي خالي پاييز و تمام نياز مرا به عشق با صلابتي شاعرانه عاشقانه آواز مي دادي آه چه خوب بودي اي نازنين ...

برام نوشته نابينا به ماه گفت : دوستت دارم . ــ ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني . ــ نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم . ــ ماه گفت : چرا ؟ ــ نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم

ديروز را دوام آوردي ، امروز را نيز دوام خواهي آورد . اين اجازه را به خود نده كه فكركني فردا چه خواهد شد خداوند بخشنده و حافظ تو خواهد بود ...

الهی داده  و نداده ات را شکر ....

مرا نه سر نه سامان افريدند پريشانم پريشان افريدند پريشان خاطران رفتند در خاک مرا از خاک ايشان افريدند

چنان از زندگي دلسرد و دلگيرم................................که روزي مرگ خود را جشن مي گيرم

رازت را به چشمانت هم نگو زيرا مي گريد و راز نگه دارت نيست ...

باز باران بي ترانه***گريه هايم عاشقانه***مي خورد بر سقف قلبم***ياد ايام تو داشتن***مي زند سيلي به صورت***باورت شايد نباشد***مرده است قلبم ز دستت***فكر آنكه با تو بودم***با تو بودم شاد بودم***توي دشت آن نگاهت***گم شدن در خاطراتت ...

برای شکستن من یه اخم کافیه ... نیازی به فریادت نیست واسه اشک ریختنم سکوت تو کافیه ... نیازی به قهر نیست برای مردنم حرف رفتنت کافیه ... نیازی به انجامش نیست **** نمی خوام بین منو بین دلش جنگ بشه نمی خوام عشقی که اون نداره کم رنگ بشه من فقط یه چیزی از خدا می خوام واسه یک بارم شده دلش برام تنگ بشه ...

 بي تو دنيا بر سرم آوار شد بين ما هر پنجره ديوار شد درد ما در بودن ما ريشه داشت مردن و رفتن علاج کار شد آنکه اول نوشدارو مي نمود بر لب ما زهر نيش مار شد عيب از ما بود از ياران نبود هر که يار شد عاقبت بيدار شد عاقبت با حيله سوداگران عشق هم کالاي هر بازار شد آب يکجا مانده ام دريا کجاست مردم از بس زندگي تکرار شد ...

يادته يه روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه كني برو زير بارون كه نكنه نامردي اشكاتو ببينه و بهت بخنده ... گفتم اگه بارون نيومد چي ؟ گفتي اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمون گريش مي گيره ..... گفتم:يه خواهش دارم وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار- گفتي:به چشم .... حالا امروز من دارم گريه مي كنم اما آسمون نمي باره .......... تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم ميخندي .

 


نويسنده: مهدی مورخ: شنبه 4 اسفند1386 در ساعت: 12:21 |+|
اس ام اس 36
  

 وقتي يك دختر حرفي نميزند ميليونها فكر در سرش مي گذرد وقتي يك دختربحث نميكند عميقا مشغول فكر كردن است وقتي يك دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميكند يعني نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود وقتي يك دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم يعني اصلا حال خوبي ندارد وقتي يك دختر به تو خيره مي شود شگفت زده شده كه به چه دليل دروغ مي گويي وقتي يك دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد آرزو ميكند براي هميشه مال او باشي

مجموعه نوشته هاي پشت تريلي هاي جاده: 1-به حرمت اشك مادر توبه كردم --2 -داني كه چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطي صفتي طاقت اسرار نداري --3 -بوق نزن شاگردم خوابه --4 -بي تو هرگز............باتو؟؟؟؟عمرا-- 5 -از عشق تو ليلي...........رفتم زير تريلي(واسه گريسكاري) --6 -اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي كمه فاصله رو رعايت كن -7-- دنبالم نيا اسيرم مي شي-- 8 -گشتم نبود ............نگرد نيست-- 9 -سر پاييني برنده سر بالايي شرمنده--10-راه بده برم...قسط بدهكارم --

 سالها پيش از كنار دريا عبور كردي اما هنوز امواجش براي بوسيدن جاي پايت مي آيند و مي روند

 اي كاش مي توانستم باران باشم تا تمام غمهاي دلت را بشويم اي كاش مي توانستم ابر باشم تا سايه باني از محبت برويت مي گسترانيدم اي كاش مي توانستم اشك باشم تا هر گاه كه آسمان چشمت ابري مي شد باريدن مي گرفت اي كاش مي توانستم خنده باشم تا روي لبانت بنشينم و غنچه بسته لبانت را بگشايم اي كاش مي توانستم يك پرنده باشم و پر مي گشودم و تا دور دست ها در كنار تو پرواز مي كردم و اي كاش سايه بودم تا نزديك ترين كس به تو مي شدم... آري اي كاش سايه بودم تا هميشه و همه جا همراه تو باشم...

گفتي كه به احترام دل باران باش، باران شدم و به روي گل باريدم گفتي كه ببوس روي نيلوفر را، از عشق تو گونه هاي او بوسيدم گفتي كه براي باغ دل پيچك باش ، بر ياسمن نگاه تو پيچيدم گفتي كه براي لحظه اي دريا شو، دريا شدم و تو را به ساحل ديدم گفتي كه بيا و لحظه اي مجنون باش ، مجنون شدم و ز دوريت ناليدم گفتي كه بيا و از وفايت بگذر ، از لهجه ي بي وفاييت رنجيدم گفتم كه بهانه ات برايم كافيست، معناي لطيف عشق را فهميدم

 اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را/ اينگونه به خاك ره ميفكن ما را/ ما در تو به چشم دوستي مي بينيم/ اي دوست مبين به چشم دشمن ما را

 شبي از شبها تو مرا گفتي شب باش من كه شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود به اميدي كه فانوس نظرگاه شب من باشي با هر نفسم؟لبخندم؟ اشكم و با تمام زندگيم شب هستم

 قد 1000 تا قابلمه... با هر چي لب تو عالمه... ميبوسمت قبل همه... به شرطي كه بهم بگي: دوستت دارم يه عالمه

 با يك دنيا غم و حسرت دل از آغوش تو كندم ديگه حتي يه بارم من به عشقت دل نميبندم به آسوني يك قصه تو از عشقم گذر كردي دلم يك گوله آتيش بود تو اونو شعله ور كردي ميون اين همه آدم شدم تنهاترين تنها منو اينجا رها كردي تو در اين گوشه ي دنيا با يك دنيا غم و حسرت دل از آغوش تو كندم

 به جاي دسته گلي كه فردا در قبرم نثار مي كني امروز با شاخه گلي كوچك يادم كن. به جاي سيله اشكي كه فردا برمزارم ميريزي امروز با تبسمي شادم كن به جاي اون متن هاي تسليت كه فردا برام مي نويسي امروز با يك پيغام كوچك خوشحالم كن من امروز به تو نيازم دارم نه فردا


هميشه با بدست آوردن اون كسي كه دوستش داري نمي توني صاحبش بشي ، گاهي وقتا لازم هست كه ازش بگذري تا بتوني صاحبش بشي ، همه ما با اراده به دنيا مي آييم با حيرت زندگي ميكنيم و با حسرت ميميريم اين است مفهوم زندگي كردن ، پس هرگز به خاطر غمهايت گريه مكن و مگذار اين زمين پست شنونده آواي غمگين دلت باشدافسوس...آن زمان كه بايد دوست بداريم كوتاهي ميكنيم آن زمان كه دوستمان دارند لجبازي ميكنيم و بعد...براي آنچه از دست رفته آه مي كشيم

 فرق من و تو: گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم. گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم. گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم. گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبم جا داري. گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم. گفتي ... ، گفتم... . حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه! فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستشو

 من آن خزان زده برگم كه باغبان طبيعت رانده مرا به جرم چهره زردم. طبيعت شاداب زمين سرمست همه با يار خود هستند و من تنهاي تنها زتو خواهش كنم مرو هرگز زپيشم كه من ديوانه مي شم. همه هستي من فقط تو هستي دوستت دارم هرجا كه هستي.

 يكي تو راست ميگي يكي پينوكيو يكي تو مهربوني يكي خرس مهربون يكي تو خونتون قشنگه يكي خونه مادر بزرگه يكي توسفيدي يكي سفيد برفي يكي گوشاي تو قشنگه يكي گوشاي زيزي گولو يكي توخوشكلي يكي پلنگ صورتي يكي تو زبلي يكي ملوان زبل يكي موهاي تو قشنگه يكي هم موهاي آنشرلي يكي ما دو با هم خوبيم يكي هم تامو جري يكي تو سره كار رفتي يكي هم اوني كه مي خواي اينو براش سند كني

هيچوقت مغرور نشو ... برگا وقتي مي ريزن كه فكر مي كنن طلا شدن ... آنكس كه اعتماد مي كند خيانت مي بيند و آنكس كه اعتماد نمي كند خود خيانتكار است. آدما مثل كتابن ... از روي بعضي ها بايد مشق نوشت ... از روي بعضي ها بايد جريمه نوشت ... بعضي ها رو بايد چندبار خوند تا معنيشونو بفهميم ... و بعضي ها رو بايد نخونده دور انداخت

 روزي دروغ به حقيقت گفت: مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا كنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد. آن دو با هم به كنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود.

گفت: مي خوام برات يه يادگاري بنويسم گفتم: كجا؟ گفت : رو قلبت گفتم مگه ميتوني ؟ گفت : اره سخت نيست ‌‌ آسونه گفتم باشه بنويس تا هميشه يادگاري بمونه يه خنجر برداشت گفتم اين چيه ؟ گفت : هيسس ساكت شدم گفتم : بنويس چرا معطلي خنجرو برداشت و با تيزي خنجر نوشت دوستت دارم ديوونه اون رفته ؟ خيلي وقته؟ كجا ؟ نميدونم اما هنوز زخم خنجرش يادگاري رو قلبم مونده

 دل بيتاب من با ديدنت آرام مي گيرد اگر دوري زآغوشم نگاهم كام مي گيرد مرا گر مست مي خواهي نگاهت را مگير از من شب و شمع بود و من بودم و غم شب رفت و شمع سوخت و من ماندم و غم

 كـاش قلبم درد تنهايي نداشت سينه ام هرگز پريشاني نداشت كاش! برگهاي آخر تقويم عشق حرفي از يك روز باراني نداشت كاش! مي شد راه سخت عشق را بي خط پيمود و قرباني نداشت.

 داني كه چرا زميوه ها سيب نكوست نيمش رخ عاشق است و نيمش رخ دوست آن زردي و سرخي كه درآن مي بيني زردي رخ عاشق است و سرخي رخ دوست.... آن دوست كه بي وفاست دوشمن به از اوست آن نقره كه بي بهاست آهن به از اوست

 اگر دنياي ما دنياي سنگ است سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است اگر عاشق شدن يا رب گناه است دل عاشق شكستن صد گناه است

 عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه گذاشتن سدي در برابر روديست كه از چشمانت جاري است. عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه پنهان كردن قلبي است كه به اسفناك ترين حالت شكسته است. عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه نداشتن شانه هاي محكمي است كه بتواني به آن تكيه كني و از غم زندگي برايش اشك بريزي. عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگي است كه مجبوري آخرش را با جدايي به سرانجام برساني

 چنان دل كندم از دنيا كه شكلم شكل تنهاييست ببين مرگ مرا در خويش كه مرگ من تماشاييست مرا در اوج ميخواهي تماشا كن تماشا كن دروغين بودمت ديروزمرا امروز تماشا كن در اين دنيا كه حتي ابر هم نمي گريد به حال ما همه از من گريزانند تو هم بگذر از اين تنها

چقدر سخته تو چشاي كسي كه تمام عشقت رو ازت گرفته و به جاش يه زخم هميشگي رو به قلبت هديه داده زل بزني و به جاي اينكه لبريز كينه و نفرت بشي حس كني كه هنوز دوستش داري چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديوار تكيه بدي كه يه بار زير آوار غرورش همه وجودت له شده چقدر سخته تو خيال ساعتها باهاش حرف بزني اما وقت ديدنش هيچ چيز جز سلام نتوني بگي چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشك گونه ها تو خيس كنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوز دوستش داري

 يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش

 سلامي به عشق شكست خورده ام اگر دوست داشتن تو گناه است پس من بزرگترين گناهكارم و اما عشق تو تمام وجودم را فرا گرفته همگان نهي مي كنند مرا و دوري از عشقت را مي خواهند من ايستاده ام بدون پناه و ياور تنهايي و بي تو بودن سخت است اما من تسليم تقديرم آرام باش تا دلم آرام گيرد..،خدايا بشنو پيام عشق مرا

سلام اهاي رفيق نيمه راه ؟ ميتوني بر گردي از نيمه ي راه دارم نفرين ميكنم كسي رو كه تو رو ازم گرفت نفرينش ميكنم چرا روزاي خوشي رو ازم گرفت
 عرض سلام به بلندي بيل و به محكمي كلنگ به گردي استامبلي به سرعت فرقون به تيزي شاقول به انعطاف پذيري طناب به لبريزي دوغاب به سفيدي سيمان سفيد به صافي ماله به قشنگي كمچه به وسعت بشكه به معرفت عمله به قدرت كارگر به ظرافت گچ كار به صلابت جوشكار به محبت صافكار به رفاقت همكار به سر كار گذاشتن توي بيكار!!!

آن گاه كه عشق تو را مي خواند در پس او برو اگر چه راه هاي عشق سخت و پرشيب است و آن گاه كه بالهايش تو را در خود مي پيچند ـ آرام گير اگر چه شمشير پنهان بالهايش تو را زخم زند
 منم عاشق مرا غم سازگار است/ تو معشوقي تو را با غم چكار است

 اين رو بدون كه هر وقت دلم برات تنگ ميشه ميرم پشت ابرها و آروم گريه ميكنم پس بدون هروقت بارون مياد دلم برات تنگ شده عزيزم....

كامپيوترها به 4 دليل دخترند: 1.فقط خالقشون از منطقشون سر در مياره! 2.فقط خودشون زبون خودشون رو مي فهمن! 3.اگه يه كسي پا بندشون بشه بايد هرچي پول داره براشون لوازم جانبي بخره! 4.اگه يكم صبر مي كردي يكي بهترش گيرت مي اومد! خدائيش اگه دروغ ميگم بگو دروغ ميگي!

 اگه يه روز من مردم و تو منو دوست داشتي پنج شنبه ها بيا سر مزارم و گل سرخ رنگي را روي قبرم بذار تا هميشه اون گلي رو كه بهت داده بودم رو به خاطر بيارم ولي ... اگه تو مردي......... من فقط يه بار ميام مزارت ميام و اون دسته گله سفيده مريم رو كه با خونه خودم سرخشون كردم برات هديه ميكنم وعاشقانه كنارت جون ميدم تا بدوني هيچ وقت تنها نيستي

 براي پاك ماندن، انسان نيازمند جاري ماندن است؛ يك رودخانه پاك مي‌ماند، چون به جاري بودن ادامه مي‌دهد. جاري بودن روند پيوسته‌ي باكره ماندن است. يك عاشق باكره مي‌ماند. تمامي عشاق باكره‌اند. مردمي كه عشق نمي‌ورزند، باكره نمي‌مانند؛ آنان مسكوت مي‌شوند، راكد؛ آنان دير يا زود شروع به بوي گند دادن مي‌كنند _ و زودتر از ديرتر _ چون آنان هيچ جايي براي رفتن ندارند. زندگي آنان مرده است.
*ميرسد روزي كه بي من روزها را سركني/ مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني/ مي رسد روزي كه تنها در كنار عكس من/ نامه هاي كهنه ام را مو به مو از بر كني

 روزي بود روزگاري نداشت جنگلي بود كه درخت نداشت در اين جنگل شكارچي بود كه تفنگ نداشت روزي اين شكارچي باتفنگي كه فشنگ نداشت آهويي شكار كرد كه سر نداشت وآنرا در كيسه اي انداخت كه ته نداشت اين شعر شاعري داشت كه اسم نداشت درسته سروته نداشت اما ارزش سر كار گذاشتن روداشت!!!

پسري بودم كه اسم نداشت با دختري آشنا شدم كه وجود نداشت به شهري رفتيم كه آدم نداشت به رستوراني رفتيم كه غذا نداشت با قاشق چنگالي غذا خورديم كه دسته نداشت اون غذا اصلا مزه نداشت ولي سر كار گذاشتن شما خيلي مزه داشت!

به كوه گفتم عشق چيست؟ لرزيد. به ابر گفتم عشق چيست؟باريد. به باد گفتم عشق چيست؟ وزيد. به پروانه گفتم عشق چيست؟ ناليد. به گل گفتم عشق چيست؟ پرپر شد. و به انسان گفتم عشق چيست؟ اشك از ديدگانش جاري شد و گفت ديوانگيست....

گفتي منو دوست داري تو گفتي عاشق چشمام شدي تو گفتي احساسمو دوست داري تو گفتي قلبت مال منه تو گفتي بوسه هامو دوست داري تو گفتي قصه هامو دوست داري تو گفتي دوست داري نوازشت كنم تو گفتي ميخواي تو بغلم بگيرمت تو گفتي همدرد تو منم تو گفتي همراز تو منم تو گفتي شب و روز من تواي تو گفتي تنها يار من تواي تو گفتي... تو همه اينها رو گفتي ولي من فقط مي گم اگه تو نباشي من مي ميرم

بنويس بر ياس كبود/ بنويس بر باور رود/ بنويس از من بنويس/ بنويس عاشق يكي بود

من آن گلبرگ مغرورم كه ميميرم ز بي آبي/ ولي با خفت و خواري پي شبنم نميگردم.

زمان! به من آموخت كه دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست...و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست....هيچ وقت دل به كسي نبند

دنيا را بد ساخته اند......... كسي را كه دوست داري،تورادوست نمي دارد. و كسـي كه تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما كسي كه تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آيين هرگز به هم نمي رسند. و اين رنج است. زندگي يعني اين....(دكترعلي شريعتي)

 اي دل حريف اين همه ماتم نمي شوي---بيچاره تر منم كه تو آدم نميشوي----بار فراق دوست اگر بر سرت نهند---چون چوب خشك ميشكني خم نمي شوي---چون شمع سرگداخته اي در تعجبم--با ازدياد شعله چرا كم نميشوي---هر شب دعا كنم كه شوي سر به راه تر---آخر چرا اسير دعايم نمي شوي؟--

 من سكوت را دوست دارم بخاطرابهت بي پايانش... فرياد را ميپرستم بخاطر انتقام گمگشته در عصيانش ... فردا را دوست دارم بخاطر غلبه اش بر فلك كجمدار... پاييز را مي پرستم بخاطر عدم احتياج عدم اعتنايش به بهار..... آفتاب را دوست دارم بخاطروسعت روحش.. كه شب ناپديد مي شود تا ماه فراموش كند حقيقت تلخي را كه از او نور ميگيرد زندگي:ايده ال من است ومن آن را تقديس ميكنم به خاطر اينكه روزي هزار بار نابودش مي كنند اما هرگز نمي ميرد............

معلم گفت الف: گفتم او معلم گفت ب: گفتم با او معلم گفت پ: گفتم پيش او معلم گفت ج: خواستم بگويـم جدايي گفت: ديـگر بس است

عشق يك فريب بزرگ و قوي است و دوست داشتن يك صداقت راستين صميمي،بي انتها و مطلق. عشق در دريا غرق شدن است و دوست داشتن در دريا شنا كردن! عشق بينايي را مي گيرد و دوست داشتن ميدهد

 به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد/ عجب از محبت من كه در او اثر ندارد/ غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد/ دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد

 بيست بار ديدمت، نوزده بار بهت خنديدم، هيجده بار به من اخم كردي، هفده بار ازم خسته شدي، شانزده بار ديگه سعي كردم و پانزده جمله عاشقانه رو چهارده بار به سيزده زبان و دوازده لهجه و يازده روز و روزي ده بار به كمك نه نفر به تو گفتم، اما تو هشت بار ازم قهر كردي، هفت بار صورتتو ازم برگردوندي و من شش بار برات مردم، پنج بار قربانت رفتم و چهار بار نازت رو كشيدم. تو سه بار ناز كردي و دو بار خنديدي و جونمو به لب رسوندي تا يك بار بگي: دوسم داري

 اگر داغ دل بود، ما ديده ايم اگر خون دل بود، ما خورده ايم اگر دل دليل است، آورده ايم اگر داغ شرط است، ما برده ايم! اگر دشنة دشمنان، گردنيم !اگر خنجر دوستان، گرده ايم :گواهي بخواهيد، اينك گواه !همين زخمهايي كه نشمرده ايم دلي سر بلند و سري سر به زير از اين دست عمري به سر برده ايم سراپا اگر زرد و پژمرده ايم ولي دل به پاييز نسپرده ايم چو گلدان خالي، لب پنجره پر از خاطرات ترك خورده ايم
يادمان باشد از امروز خطايي نكنيم گر چه در خود شكستيم صدايي نكنيم
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نكنيم

كاش مي شد سه چيز را از كودكان ياد بگيريم: بي دليل شاد بودن و پاي كوبيدن ، هميشه سرگرم كار بودن و بيهوده ننشستن ،حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فرياد زدن

 روزي كه گذشتست از او ياد مكن-فرداكه نيامدست فرياد مكن-برنامده وگذشته بنياد مكن-خوش باش كنون وعمر بر باد مكن

 خدا براي شنيدن صداي تو به فرياد تو احتياج ندارد ولي تو، براي شنيدن صداي خدا به سكوت احتياج داري

همه را دوست داشته باش ولي به 1 نفر عشق بورز... توي قلب همه باش اما قلبت ماله 1 نفر باشه.... عشق مثل گنجشك مي مونه اگه محكم بگيريش تو دستات مي ميره اگه شل بگيريش فرار مي كنه پس بايد يه جوري بگيريش كه تو دستات خوابش ببره

شرم زده غنچه ي مستور از تو حيران و خجل نرگس و مخمور از تو گل با تو برابري كجا يارد كرد كو نور ز مه دارد و مه نور از تو

 خدايا! مرا متبرك گردان تا عشق ورزيدن و خنديدن را بياموزم. به همه ، حتي كساني كه مرا درك نكرده اند يا با من بدي كرده و مرا رنجانده اند، عشق ورزم. مرا بياموز تا در همه موقعيت ها و شرايط زندگي بخندم و بدانم در هر آنچه روي ميدهد نيكي نهفته است.

 نگو بار گران بوديم و رفتيم. نگو نامهربان بوديم و رفتيم . آخه اينا دليل محكمي نيست . بگو با ديگران بوديم و رفتيم

 دو چيز را فراموش نكن: ياد خدا و ياد مرگ. دو چيز را فراموش كن : بدي ديگران در حق تو و خوبي تو در حق ديگران . چهار چيز را نگه دار : گرسنگيت را سر سفره ديگران، زبانت را در جمع، دلت را سر نماز و چشمت را درخانه دوست

گر بگريم گويند كه عاشق است اگر بخندم گويند كه ديوانه است پس مي گريم و مي خندم كه بگويند يك عاشق ديوانه است

در عرض يه دقيقه ميشه يه نفر را خرد كرد ، در عرض يه ساعت ميشه يكى رو دوست داشت و در يه روز ميشه عاشق شد ولى يه عمر طول مى كشه تا كسى را فراموش كنى

دوستت داشتم يادت هست؟ گفتم دوستت دارم.........وتو گفتي كه كوچكي براي دوست داشتن .رفتم تا بزرگ شوم ......اما آنقدر بزرگ شدم كه يادم رفت دوستت دارم

يادته يه روزي بهم گفتي: هر وقت خواستي گريه كني برو زير بارون كه نكنه نامردي اشكاتو ببينه و بهت بخنده ....... گفتم: اگه بارون نيومد چي؟؟؟ گفتي: اگه چشماي قشنگت بباره، آسمون گريش مي گيره گفتم يه خواهش دارم ........ وقتي آسمون چشام خواست بباره تنهام نذار......گفتي به چشم...... حالا امروز من دارم گريه مي كنم و تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم مي خندي

 آري آري زندگي زيباست زندگي آتشگهي ديرينه پا بر جاست گر بيفروزيش رقص شعله اش از هر كران پيداست ورنه خاموش است خاموشي گناه ماست

هر چي تو دنيا غمه مال منه روزي هزار بار دل من مي شكنه زندگي آي زندگي خسته ام خسته ام

عشق تو برايم زيباتر از هر زيبايي و با شكوهتر از هر منظره اي ميباشد... تو دنياي ناشناخته اي هستي كه فقط من آنرا كشف كرده ام... به ميزان همه ستايشگران مي ستايمت... به اندازه همه دنيا دوستت دارم... اگر در راه عشق تو وجودم را به هزاران تكه قسمت كنندهر تكه ان با صداي بلند فرياد خواهم زد...

 ميداني ... و ميداني كه من ، بي تو و مهر تو ، مي ميرم تو دستش را بگير تا او نترسد از سيا هي ها، سختي ها ، دو رنگي ها و بداند دوستش داري دوستت دارم خداي مهربانيها

مي داني كه من دلواپس فرداي خود هستم مبادا گم كنم راه قشنگ آرزو ها را... مبادا گم كنم اهداف زيبا را... مبادا جا بمانم از قطار موهبتهايت... دلم بين اميد و ناميدي ميزند پرسه ميكند فرياد ...ميشود خسته... مرا تنها تو نگذاري...

 نمي دانم تو مي خواني ز چشمم حرفهايم را نمي دانم تو مي بيني نگاه بي صدايم را كه مي گويد بدون مهربانيهاي بي حدت... بدون عشق تو، هيچم...

عاشقانه همراه من گام بردار به من از آن بگو كه توان گفتنش به ديگري را نداري با من بخند حتي آگاه كه احساس حماقت مي كني بامن گريه كن آن گاه كه دراوج پريشاني هستي

به همه لبخند بزن اما با يك نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به يك نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت هميشه براي يه نفر باشد

 به راستي چقدرسخت است خندان نگه داشتن لب ها در زمان گريستن قلب ها و تظاهر به خوشحالي در اوج غمگيني و چه دشوار و طاقت فرساست گذراندن روزهايي تنهايي و بي ياوري درحالي كه تظاهر مي كني هيچ چيز برايت اهميت ندارد اما چه شيرين است درخاموشي وتنهايي به حال خود گريستن و باز هم نفرين به تو اي سرنوشت....
*روزي مجنون پاي سگي را بوسيد, مردم گفتند: چرا؟ گفت: گاهگاهي به كوي ليلي ميرود

 هر بار كه چيزي را ارزشمند تر از صلح وآرامش ارزيابي كرديد ترديد نكنيد كه تحت سلطه منيت هستيد (بالاترين حد شادماني در زندگي رسيدن به اين اعتقاد است كه ما محبوب هستيم محبوب براي خودمان ونه به جز خودمان

ديشب نشستم گريه كردم ... واسه دل خودم ... واسه دل تو ... واسه غصه ي پاييز ... واسه تنهايي ميخك توي دفتر شعرم ... واسه سربلندي كاج تو زمستون ... واسه پروانه كه سوخت ... واسه شمعي كه آب شد تا از قطره هاش ياد بگيرند كه سوختن يك طرفه هم ميتونه باشه...

 تو ميروي و من فقط نگاهت ميكنم، تعجب نكن كه چرا گريه نميكنم، بي تو يك عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يك لحظه باقي است

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سكوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه! اين درد مشترك من و توست كه گاهي نمي توانيم در چشمهاي يكد يگــرنگــــاه كنيم....

در جزيره اي زيبا تمام حواس زندگي مي كردند: شادي.غم.غرور.عشق روزي خبر رسيد كه به زودي جزيره به زير آب خواهد رفت همه ساكنين جزيره قايق هايشان را آماده و جزيره را ترك كردنداما عشق مي خواست تا آخرين لحظه بماند كردند چون او عاشق جزيره بودوقتي جزيره به زير آب فرو مي رفت عشق از ثروت قايقي با شكوه جزيره را ترك مي كرد خواست و به او گفت: آيا مي توانم با تو همسفر شوم؟ثروت گفت: نه! مقدار زيادي طلا و نقره داخل قايقم هست و ديگرجايي براي تو وجود ندارد

 تيك تاك ساعت را مي شنوم پشت اين عقربه هاي بي تاب چگونه دلواپسي هايم را پنهان كنم؟ قلب من هنوز دست خوش گردباد بي مهريست. من هر بار غرورم را زير چكمه له مي كنم و پرنده ارزوهايم را روي بام تو پر مي دهم و تو هر بار پرنده كوچك قلبم را باسنگ نا مهربوني مي پراني.............

 واقعا انسان كيست؟ مگر جز اين است كه شنبه به دنيا مي آيد يكشنبه پا به عرصه مي گذارد دوشنبه لبخند مي زند سه شنبه عاشق مي شود؟ چهار شنبه ديوانه عشق مي گردد پنج شنبه ازدواج مي كند و سرانجام جمعه مي ميرد

صد بار قسم خوردم كه نام تو رو بر زبان نياورم. ولي افسوس قسمم هم نام تو بود

در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند ، هر چه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد

 نميگم جاي تو روي چشمام چون اگه گريه كنم خيس ميشي نمي گم جاي تو توي دستام چون اگر باز كنم پر ميكشي نمي گم جاي تو توي قلبمه چون اگه بشكنه زخمي ميشي نمي گم جاي تو توي ذهنمه چون اگه خراب بشه؛ خراب ميشي نمي گم جاي تو توي حرفام چون اگه سكوت كنم خسته ميشي نميگم جاي تو توي يادمه چون اگه پير بشم كهنه ميشي من ميگم جاي تو هر كجا كه باشه، دوستت دارم

وقتي از مادر متولد شدم ،صدايي در گوشم طنين انداخت. كه بعد از اين با تو خواهم بود به اوگفتم كه كيستي ؟ گفت : غم فكر كردم غم عروسكي خواهد بود كه من بعدها با او بازي خواهم كرد ولي بعدها فهميدم ! كه من عروسكي هستم در دستان غم .

استكان از دستم افتاد شكست پدرم ناراحت شد - ماردم حرص خورد - برادرم گفت قشنگ بود - خواهرم گفت مال من بود ؟؟؟اما وقتي قلبم شكست هيچ كس چيزي نگفت بميرم اي دل كه بي صدا شكستي

 ميگم مرسي، بهش برسي، با كومپرسي، نگي به كسي، منو ميبوسي؟ اگه نبوسي! خيلي لوسي

عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست/ تا كسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست/ عاشقي مقدورهر عياش نيست/ غم كشيدن صنعت نقاش نيست

 ازش پرسيدم چقدر دوستم داري؟ گفت به اندازه شكوفه هاي بهاري. و چه راست ميگفت چون شكوفه هاي بهاري مهمون دو روز بودن

هميشه دو درس را در زندگي خود به ياد داشته باشيد: 1- جسارت در بيان عقيده 2- جرأت در پذيرش اشتباه

خداحافظ همين حالا ،همين حالا كه من تنهام خداحافظ به شرطي كه بفهمي ، تر شده چشمام خداحافظ كمي غمگيـــن بــه ياد اون همه ترديد بـــــه ياد آسموني كـــــه منـــو از چشم تو مي ديد خداحافظ ... خداحافظ ... همين حالا ! Khoda hafeze hamegiiiiiii

 آن كس كه مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود كه به شوق من آمده باشد، رهگذري بود روي برگهاي خشك پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود كه من گمان ميكردم ميگويد: دوستت دارم

يه روز عشقت رو دزديدم و براي اينكه جاش مطمئن باشه اون رو تو قلبم قايم كردم اما نمي دونستم كه يه روز براي اينكه اون رو پس بگيري قلبم رو مي شكني

بي تو نه امور جهان لنگ ميشه نه بين زمين و آسمون جنگ ميشه ، نه كوه آب ميشه نه آب سنگ ميشه ، فقط دل من واسه تو تنگ ميشه

 عشق را وارد كلام كنيم تا به هر عابري سلام كنيم و به هر چهره اي تبسم داشت ما به آن چهره احترام كنيم زندگي در سلام و پاسخ اوست عمر را صرف اين پيام كنيم عابري شايد عاشقي باشد پس به هر عابري سلام كنيم

هرگز نگو كه دوست داري اگر حقيقتا به آن اهميت نمي دهي درباره احساساتت سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد هرگز دستي را نگير وقتي قصد شكستن قلبش را داري هرگز نگو براي هميشه وقتي مي داني كه جدا مي شوي هرگز به چشماني نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري به كسي نگو كه تنها اوست وقتي در فكرت به ديگري فكر مي كني هرگز قلبي را قفل نكن وقتي كليدش را نداري هرگز سلامي نده وقتي مي داني كه خداحافظي در پيش است

 "نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي

 روزي در آخر ساعت درس، يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم.به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.( پروفسور محمد حسابي(

 عاشق نتواند كه دمي بي غم زيست بي يار و ديار اگر بود خود غم نيست خوش آنكه به يك كرشمه جان كرد نثار هجران و وصال را ندانست كه چيست

 درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود. پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و... حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است: "با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند."

 فقط كسي معني دل تنگي را درك مي كند كه طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به كسي وابسته نشو كه سر انجام آن وابستگي دلتنگيست

 اگر گناه وزن داشت هيچ كس را توان آن نبود كه گامي بردارد.....تو از كوله بار سنگين خويش ناله مي كردي و شايد من كمر شكسته ترين بودم .....

 ميگن شيشيه بخار كرده هيچ حسي نداره،امّا وقتي رويش نوشتم دوستت دارم گريست

 عشق يعني سخن از زخم شقايق گفتن حرفي از جنس زمان با دل عاشق گفتن
**زندگي اجبار است، مرگ انتظار است، عشق يك بار است، جدايي دشوار است، ياد تو تكرار است

زندگي سه چيز بيش نيست: اولي: به اجبار به دنيا اومدن، دومي: با غم زيستن، سومي‌: با آرزو مردن

در زندگي به چند چيز اعتقاد دارم..........1) اقبال همواره همراه كوشش است. 2)تا نو محرز نشده نبايد كهنه را دور انداخت 3)گذشته را بايد در اغوش گرفت اما در ان زندگي نكرد. 4)روح مهربان مغلوب نميشود. 5)براي تغيير دادن سرنوشت بايد درون را تغيير داد

توي روزگاري كه عشق ديگه رسم زندگي نيست وقتي تو دلهاي سنگي هيچكسي هميشگي نيست بين اين همه غريبه يه نفر مثل تو ميشه آشنايي كه تو قلبم ميمونه واسه هميشه

 من به آن چشم قشنگ تو گرفتار شدم/ تشنه آمدنت تشنه ديدار شدم/ تو به من از دل و جان مهر و محبّت دادي/ رفتي و بار دگر يار شب تار شدم

تو نباشي چه كسي منو نوازش ميكنه با صبوري با من دل خسته سازش مي كنه

من از طرح نگاه تو اميد مبهمي دارم/ نگاهت را نگير از من كه با آن عالمي دارم

 هر كودكي بااين پيام‌به‌دنيامي آيد، كه‌خدا هنوز ازانسان نااميد نيست!

زرد است كه لبريز حقايق شده است/ تلخ است كه با درد موافق شده است/ شاعر نبودي وگرنه مي فهميدي/ پاييز بهاريست كه عاشق شده است

 گريه در چشمان من توفان غم دارد ولي/خنده بر لب مي زنم تا كس نداند راز من

 عشق با روح شقايق زيباست عشق باحسرت عاشق زيباست عشق با نبض دقايق زيباست عشق با زهر حقايق زيباست عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست

 بهونه ي بودن من چه خوبه با تو زندگي قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي بهونه ي بودن من با رفتنت چي كار كنم بجاي خوندن به خدا فقط بايد دعا كنم...

اگر ميشد صدا را ديد چه گل هايي. چه گل هايي. كه از باغ صداي تو به هر آواز ميشد چيد اگر ميشد صدا را ديد

 زنگ خورد ، ناظم صبح آمد سر صف توي برنامه صبحگاهي رو به خورشيد گفت باز هم دفتر مشق ديروز خط خورد و كتاب شب پيش را ماه با خودش برد. آي خورشيد ، روي اين آسمان ، روي تخته سياه جهان ، با گچ نور بنويس : زير اين گنبد گرد و كور و كبود آدمي زاد هرگز ، دانش آموز خوبي نبود

 ديشب دل ديوانه ي من داشت با من سر جنگي كه مپرس گفتم اي دل، به خدا مي دهمت گوشمالي قشنگي كه مپرس دل من حرف به خرجش نرود شده ديوانه ي منگي كه مپرس! مي كشد آه به قسمي كه مگو مي كند گريه به رنگي كه مپرس

اگر پسر نبود دعوا نبود ... خشونت نبود عشق نبود اگر دختر نبود هوس نبود ... لطافت نبود ... دعواي پسرا نبود... عشق نبود. به نظر شما بهتر نبود هيچ كدوم نبوديم؟؟؟

 ميدوني سخت ترين روز چه روزيه ؟؟؟ روزي كه قلبهايي كه در كنار هم براي هم مي تپيدن از هم جدا بشن .دلهايي كه محرم هم بودن محرم دل كس ديگري بشن

 عامل بستگي دارد: نيرويي كه به كار نميبريم، عشقي كه ابراز نميكنيم، احتياطي ناشي از خودپسندي كه نيروي خطر كردن در كارها را از ما ميگيرد و نيز طفره رفتن از پذيرش درد كه خوشبختي را نيز از دسترس خارج ميكند

 گلي از شاخه اگر مي چينيم برگ برگش نكنيم و به بادش ندهيم لااقل لاي كتاب دلمان بگذاريم وشبي چند از آن را هي بخوانيم و ببوييم و معطر بشويم شايد از باغچه ي كوچك انديشه مان

 هيچگاه در ژرفاي انديشه ام گلي را زيباتر از تو حس نكردم و نخواهم كرد. اي ماه آسمان سكوت غم آلود من، با نور نگاهت ظلمت بي سرانجام مرا از بين ببر كه جز تو تكيه گاهي نيافتم. اي گل زيباي باغ عواطف تمامي گلها از حسن جمال تو در شگفتند ، من خار تو گشته ام اي زيباي من. مرا درياب كه محتاج مهر مهربان تو هستم

 منتظر باشي كه دوباره زل بزني به صفحه سرد مونيتور و فقط نگاهت به ايدي يه نفر باشه و همش دعا كني كه روشن باشه با اينكه از قبل ميدوني امشبم مثل تموم شبهاي گذشته فقط بايد چشمهاي خواب رفته ادمك ايديشو ببيني و درد ودلاتو براش اف بذاري به اين اميد كه شايد اومدو خوند و جوابتو داد جوابهايي كه مثل هميشه حرف تازه اي توش نيست انگار كه هيچوقت نميخواد باور بكنه كه: دوستش داري

 تنها كسي كه در زندگي مرا شاد مي كند كسي است كه به من مي گويد: تو مرا شاد مي كني

 به اندازه بارون ستاره ها دوست دارم تو منو به اندازه يه پلك زدن دوست داشته باش

 عهد كردم اگر بوسه داد توبه كنم... بوسه اي داد؛ چو برداشت لب از روي لبم، توبه كردم كه دگر توبه بي جا نكنم

 با سيم ناز مژهات يه عمر گيتار ميزنم/نگاهتو كوك نكني من خودمو دار ميزنم/چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن/دست خودم نيست دلمو به درو ديوار ميزنم

 آغوش پاركينگي است كه جريمه ندارد . . . . بوسه تصادفي است كه خسارت ندارد . . . . . . . . چيه دنبالم راه افتادي؟

آسمون منو تو يه مدته سياه شده گفتن دوست دارم كم شده كيميا شده اون غروري كه گذاشته بوديمش يه جاي دنج اومده باز توي قلب من وتو خدا شده اون حسادت هايي كه اول طعم عاشقي رو داشت حالا انگار ارزشش قد يه ادعا شده اون دسا كه داده بوديم توي رويامون به هم تقصير كيه نمي دونم ولي رها شده ما قرار نبود مثل بقيه زندگي كنيم چرا حرف هامون مث تموم آدما شده گنبد عشق منو تو ضريحاش طلايي بود طلا ها ريخته و جنس گنبدا بلا شده ما رو چشمون زدن ما كه با هم بد نبوديم ما چه تقصيري داري

بيا با من دلم تنها ترين است/ نگاهت در دلم شور آفرين است/ مرا مستي دهد جام لبانت/ شراب بوسه ات گيرا ترين است/ ز يك ديدار پي بردي به حالم/ عجب درمن نگاهت نكته بين است/ سخن از عشق ومستي گوي با من/ سخن هايت برايم دلنشين است/ مرا در شعله ي عشقت بسوزان/ كه رسم دوستداريها همين است/ نشان عشق را در چشم تو خواندم/ دلم چون كويي آيينه بين است/ به من لطف گل مهتاب دادي/ تنت با عطر گلها همنشين است/ دوست را هم تو باش آغاز وپايان/ كه عشق اولي وآخرينست

 اي كاش كودك بودم ،تا بزرگ ترين شيطنت زندگيم نقاشي روي ديوار بود. اي كاش كودك بودم ، تا از ته دل مي خنديدم، نه اينكه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم. اي كاش كودك بودم ، تا در اوج ناراحتي و درد با يك بوسه تو، همه چيز را فراموش مي كردم

 عشق افسانه نيست آنكه عشق آفريد ديوانه نيست عشق آن نيست كه در كنارش باشي عشق آن است كه به يادش باشي

 كاش مي شد بارديگر سرنوشت از سر نوشت كاش مي شد هر چه هست بر دفتر خوبي نوشت كاش مي شد از قلمهايي كه بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانيها نوشت كاش مي شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگاني بي غلط حتي نوشت كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود كاين همه اي كاشها بر دفتر دلها نوشت

 زندگي مثل يه ديكته اس هي مي نويسيم، هي غلط مي نويسيم، هي پاك مي كنيم دوباره هي مي نويسيم، هي پاك مي كنيم غافل از اينكه عزرائيل داد ميزنه: برگه ها بالا

مي گويند ؛ چون بگذشت روزي بگذرد هرچيز با آن روز باز مي گويند ؛ خوابي هست كار زندگاني زان نبايد ياد كردن.... خاطر خود را بي سبب ناشاد كردن!

 فراموش كن آنچه را كه نمي تواني به دست بياوري و بدست آور آنچه را كه نميتواني فراموش كني

 آنگاه كه ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي كني، به خاطر بياور كه زيبايي شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است

سكوتم را به باران هديه كردم/ تمام زندگي را گريه كردم/ نبودي در فراق شانه‌هايت / به هر خاكي رسيدم تكيه كردم.

 بي تو مهتاب شبي باز ازآن كوچه گذشتم/همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم/شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم/شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

فرقي نمي‌كند گودال آبي كوچك باشي يا درياي بيكران ، زلال كه باشي آسمان در توست

اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد ؛ ...خبرم كن ... بهت قول نميدم كه ميخندونمت .ولي مي تونم باهات گريه كنم ...اگه يه روز خواستي در بري ...حتماً خبرم كن ،قول نميدم كه ازت بخوام وايسي .اما مي تونم باهات بيام ...اما اگه يه روز سراغم رو گرفتي ...و خبري نشد ...سريع به ديدنم بيا ...احتمالاً بهت احتياج دارم

شب را دوست دارم! چون ديگر رهگذري از كوچه پس كو چه هاي شهرم نمي گذرد تا سر گرداني مرا ببيند . چون انتها را نمي بينم .تا براي رسيدن به آن اشتياقي نداشته باشم شب را دوست دارم چون ديگر هيچ عابري از دور اشك هاي يخ زده ام را در گوشه ي چشمان بي فروغم نمي بيند شب را دوست دارم : چرا كه اولين بار تو را در شب يافتم از شب مي ترسم : تو را در شب از دست دادم. از شب متنفرم ، به اندازه ي تمام عشق هاي دروغين با آفتاب قهرم چرا شبها به ديدارم نمي آيد؟

آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم/ از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم/ تقصير كسي نيست كه اين گونه غريبيم/ شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم

انسان با سه بوسه تكميل مي شود 1-بوسه مادر كه با آن با يه عرصه خاكي مي گذاري 2- بوسه عشق كه يك عمر با آن زندگي مي كني 3- بوسه خاك كه با آن با به عرصه ابديت مي گذاري

هميشه غمگين ترين و رنجورترين لحظات انسان توسط كسي ساخته مي شود كه شيرين ترين و شاد ترين لحظات را براي او ساخته است

 هيچوقت كسي رو كه دوست داري به خاطر غرورت از دست نده هميشه سعي كن غرورت رو به خاطر كسي كه دوست داري از دست بدي

باز باران بي ترانه***گريه هايم عاشقانه***مي خورد بر سقف قلبم***ياد ايام تو داشتن***مي زند سيلي به صورت***باورت شايد نباشد***مرده است قلبم ز دستت***فكر آنكه با تو بودم***با تو بودم شاد بودم***توي دشت آن نگاهت***گم شدن در خاطراتت

 اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي كه تا به حال تجربه كرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي كه هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد

 دوستي شوخي سرد آدمهاست بازي شيرين گرگم به هواست واسه كشتن غرور من و تو دوستي توطئه ثانيه هاست

زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور كه باشي قشنگي

 دنيا 3تا دوست دارم... خورشيد، ماه و تو. اولي رو براي روزم ميخوام /دومي رو واسه‌ي شبم ميخوام / ولي تو رو براي تك تك لحظه‌هاي زندگيم ميخوام تنهاي تنه

ديگه يار نمي خوام وقتيكه مي بيني عشق دوروغه چراغش بي فروغه آخه وقتي كه وفا نيست عشقو عاشقي چيست؟؟؟

مهرباني را در نگاه منتظر كودكي ديدم كه آبنباتش را به دريا انداخت تا آب شيرين شود

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نكشد تو نيز خاموش شوي

نجوم نخوندم, ولي مي دونم تو هفت آسمون يه ستاره ندارم... ***** فيزيك نخوندم, ولي مي دونم « هر عملي را عكس العملي است...» غير از عشق من به تو و مي دونم كه واحد اندازه گيري عشق, ژول و كالري و وات و... نيست ***** زيست شناسي نخوندم, ولي مي دونم قلب همون دله كه مي تونه براي يه نفر تنگ بشه يا تندتر بزنه

 مي دوني طاقت جداييو ندارم با تو من مثل صد تا بهارم مي خوام كه نري تو از كنارم ازت زياد خاطره دارم مي خوام اسمتو من نفس بذارم از تو بگم در سايه سارم هر جا بري من دوسِت مي دارم از عاشقاي اين ديارم به ياد شباي زير بارون كه خيس ميشد تموم سر و پاهامون شبا همش من خواب تو رو مي بينم بين هفت تا آسمون رو زمينم

 بنام خداي عاشقان: كاش مي شد عشق را تفسير كرد/ كاش مي شد عمر را تكثير كرد/ روي اين گردونه نا مهربان/ گرمي مهر تو را تصوير كرد

 فقط موجهاي دريا هستند كه عاشقن آره فقط اونا هستن با اينكه ميدونن اگر برسن به ساحل ميميرن بازم بيقرار رسيدن

خوشبخت ترين پسر كسيست كه اولين عشق يه دختر باشد و خوش بخت ترين دختر كسيست كه آخرين عشق يك پسر باشد

 وقتي نااميد شدي به ياد بيار كسي رو كه تنها اميدش تويي وقتي پر از سكوت شدي به ياد بيار كسي رو كه به صدات محتاجه وقتي دلت خواست ازغصّه بشكنه به ياد بيار كسي رو كه توي دلت يه كلبه ساخته

عشق مثل يك ساعت شني مي ماند همزمان كه قلب را پر مي كند مغز را خالي مي كند!!

زيباترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد، باوفاترين دوست به مرور زمان بي‌وفا شد، اين پرپر شدن از گل نيست و اين بي وفايي از دوست نيست، از روزگار است...

هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر آنقدر شهامت داره كه هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه كنه

دلي گفت: كه آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود: تا چه بگويد اين دل من! عقل ناليد: كجا حل شود اين مشكل من؟ مرگ خنديد: در اين خانه‌ي ويرانه‌ي من!

نمي‌نويسم، چون مي‌دانم هيچ گاه نوشته‌هايم را نمي‌خواني، حرف نمي‌زنم، چون مي‌دانم هيچ گاه حرف‌هايم را نمي‌فهمي، نگاهت نمي‌كنم، چون تو اصلا نگاهم را نمي‌بيني، صدايت نمي‌زنم، زيرا اشك‌هاي من براي تو بي‌فايده است، فقط مي‌خندم، چون تو در هر صورت مي‌گويي من ديوانه‌ام

رنگين كمان پاداش كسي است كه تا آخرين قطره زير باران مي ماند

خدايا: من گمشده ي درياي متلاطم روزگارم و تو بزرگواري! پس اي خدا! هيچ مي داني كه بزرگوار آن است كه گمشده اي را به مقصد برساند ؟ تا ابد محتاج ياري تو ، رحمت تو ، توجّه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو ، مهرباني تو ، و در يك كلام ... محتاج توام !

ديشب نديدي كه چه محشر كردم/ با اشك تمام كوچه را تر كردم/ ديشب كه سكوت دق مرگم مي كرد/ وابستگي ام را به تو عادت كردم

عشق يعني خاطرات بي غبار/ دفتري از شعر و از عطر بهار/ عشق يعني يك تمنا يك نيا/ز زمزمه از عاشقي با سوز و ساز/ عشق يعني چشم خيس مست او/ زير باران دست تو در دست او

 اجازه هست خيال كنم تاآخرش مال مني؟ خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني اجازه هست خيال كنم بازم مياي مي بينمت بااون چشماي مهربون دوباره چشمك ميزني طپش طپش باچشمكت غزل بگم براي تو بااتكا به عشق تو تو زندگي برم جلو

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه كردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست.... تنهايي را دوست دارم زيرا.... در كلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار كشيدنم را پنهان خواهم كرد

عشق رازي است مقدس. براي كساني كه عاشقند،عشق براي هميشه بي كلام مي ماند؛اما براي كساني كه عشق نمي ورزند،عشق شوخيِ بي رحمانه اي بيش نيست

چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش

باد كه مياد آروم آروم قاصدك هارو مياره/ دلم ميگه خدا كنه باز خبر از تو بياره/ چشام همش تا به سحر به ياد تو خواب نداره/ خاطره ها جون مي گيره باز تو رو يادم بياره

فرياد من سكوت كردن است...ابراز عشق من قهر كردن است...شادي من گريه كردن است...امّا وقتي تو را ميبينم از شادي عشق مو با فرياد ابراز مي كنم

دوست داري بگم ميخواهم هر روز صبح با صدات بيدار شم بعد بگم با ساعتم بودم ؟ دوست داري بگم چرا رفتي بعد بفهمي با برق بودم ؟ دوست داري بگم هر جا باشي پيدات ميكنم بعد بفهمي با دسته كليدم بودم ؟ دوست داري بگم دوست دارم بعد فكر كني ... نه ديگه – اين دفعه با خودت بودم

يه سنگ كافيست براي شكستن يه شيشه! يه جمله كافيست براي شكستن يه قلب! يه ثانيه كافيست براي عاشق شدن! يه دوست مثل تو كافيست براي تمام زندگي

 برف از آسمون خسته مي شه, زمستون بهونست برگ از درخت خسته ميشه, پاييز بهونست, دلم برات تنگ مي شه آف بهونست

 مي دوني طاقت جداييو ندارم با تو من مثل صد تا بهارم مي خوام كه نري تو از كنارم ازت زياد خاطره دارم مي خوام اسمتو من نفس بذارم از تو بگم در سايه سارم هر جا بري من دوسِت مي دارم از عاشقاي اين ديارم به ياد شباي زير بارون كه خيس ميشد تموم سر و پاهامون شبا همش من خواب تو رو مي بينم بين هفت تا آسمون رو زمينم

 گفتمش: دل مي‏خري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده كرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاك افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود

 اگر قرار بود تو دنيا جاي چيزي باشم،،، دوست داشتم جاي اشك رو گونه هات باشم،،، تو چشات متولد بشم ،،، رو پلكات جون بگيرم،،، رو گونه هات جاري شم،،، رو لبات بميرم..... تا بدوني چقدر دوست دارم

 عميق ترين درد در زندگي مردن نيست، بلكه نداشتن كسي است كه الفباي دوست داشتن را برايت تكرار كند و تو از اون رسم محبت بياموزي

 ديروز در دادگاه دلم/ مغز من قاضي بود/ متهم قلبم بود/ جرم من عشقم بود/ عشق من ياد تو بود/ حق من اعدام بود

 بوسه تنها تصادفي است كه پليس راه ندارد. درياي غم تنها دريايي است كه ساحل ندارد. قلب تنها چيزي است كه شكستنش صدا ندارد. عاشقي تنها دردي است كه درمان ندارد

 در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان. قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ . كنار چوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم و ومن گفتم به تو بگويند ... دوستت دارم

 كاش مي شد عشق را ابراز كرد/ يا كه عشق را با سحر آغاز كرد/ لحظه به لحظه دم به دم ساعت به ساعت خواهمت/ گر خوشم يا نا خوشم در هر دو حالت خواهمت

من مي خوام كبوتر دل تو رو اسير كنم/ اين دل تشنه رو از چشمه عشقت سير كنم/ بزنم به موج درياي خيال عشق تو/ باقي عمرم و عاشقونه با تو پيركنم!

 مي‌گويند سه چيز زاده عشق نيست: جدايي، سفر، فراموشي، ولي آن زمان كه تو مرا تنها گذاشتي و فراموشم كردي من لحظه لحظه عاشقت شدم

 دوست آن نيست كه هر لحظه كنارت باشد، دوست آن است كه هر لحظه به يادت باشد.

عشق يعني كوچك كردن دنيا به اندازه يك نفر يا بزرگ كردن يك نفر به اندازه دنيا!

 عشق يعني دستهايم ماله توست/ چشمهاي خسته ام دنبال توست/ عشق يعني ما گرفتار هميم / دوستدار هم طرفدار هميم/ هرچه ميخواهد دلش آن مي كند ميكشد مارا و كتمان ميكند/ عشق غير از تاولي پر درد نيست/ هركس اين تاول ندارد مرد نيست/ آمدم تا عشق را معنا كنم/ بلكه جاي خويش را پيدا كنم/ آمدم ديدم كه جاي لاف نيست/ عشق غير از عين و شين و قاف نيست/

 شيشه اي مي شكند... يك نفر مي پرسد...چرا شيشه شكست؟ مادر مي گويد...شايد اين رفع بلاست. يك نفر زمزمه كرد...باد سرد وحشي مثل يك كودك شيطان آمد. شيشه ي پنجره را زود شكست. كاش امشب كه دلم مثل آن شيشه ي مغرور شكست، عابري خنده كنان مي آمد... تكه اي از آن را برمي داشت مرهمي بر دل تنگم مي شد... اما امشب ديدم... هيچ كس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد... از خودم مي پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم كمتر است؟دل من سخت شكست اما، هيچ كس هيچ نگفت و نپرسيد چرا

 زندگي شايد همين باشد يك فريب ساده و كوچك آن هم از دست كسي كه تو دنيا را جز با او وجز براي او نمي خواهي

 تو كه بالا بلند و نازنيني/ تو كه شيرين لب و عشق آفريني/ كنارم لحظه اي بنشين چه حاصل/ كه فردا بر سر خاكم نشيني

 زندگي سه چيز است: اشكي كه خشك ميشود! لبخندي كه محو ميشود!يادي كه ميماند و فراموش نميشود

 دوستي با هر كه كردم خشم مادر زاد شد،آشيان هر جا گزيدم خانه ي صياد شد ، دوستي با هر كه كردم مظهر نيرنگ شد ،ظاهرش زيبا ولي در باطنش صد رنگ شد

 عاشقت خواهم ماند..............بي آنكه بداني. دوستت خواهم داشت ................بي آنكه بگويم . درد دل خواهم گفت............بي هيچ كلامي . گوش خواهم داد ....................بي هيچ سخني . در آغوشت خواهم گريست.......بي آنكه حس كني . در تو ذوب خواهم شد ...........بي هيچ حرارتي . اين گونه شايد احساسم نميرد

 آسمان را بنگر و به سكوت پر رمز و رازش بيانديش ستاره ي خود را در آسمان زندگيت پيدا كن و به سمت آن ستاره حركت كن. نگران راه مباش، آنكه ستاره را براي تو آفريد راه رسيدن به آن را نيز نشانت خواهد داد.

 اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بند هاي من و توست ، اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست ، اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست ، اگر كلمه دوستت دارم پايان دهنده جدايي هاست ، اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست ، اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست ، پس با تمام وجود فرياد مي زنم دوستت دارم.

 سلام عزيز مهربون اجازه هست بشم فدات...؟ اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خندهات...؟ شب كه مياد يواش يواش با چشمك ستاره هاش اجازه هست از آسمون ستاره كش برم برات..؟ اجازه هست بياي پيشم يه كم بگم دوست دارم؟ تو هم بگي دوسم داري بارون بشم دل ببارم بريم تو باغ اطلسي بي رنج و درد بي كسي بهت بگم اجازه هست گل روي موهات بذارم اجازه هست خيال كنم تا آخرش مال مني..؟ خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني

 دلخسته از امروز و فرداي بهارم چيزي شبيه باد و باران كوله بارم باران نمي بارد ولي امشب به جاي يك آسمان بي تو نشستن گريه دارم در دفتر بي سرنوشتيهاي دنيا من چكنويس برگهاي روزگارم شيرين تويي. فرهاد باشم يا نباشم يك بيستون سرد و خالي درد دارم

 شكايت عشق نديدي چشمهايم زير پايت جان سپرد آخر گلويم از صداي هاي هايت جان سپرد آخر نفهميدي صدايم بغض سنگيني به دوشش بود به دوشش بود اما از جفايت جان سپرد آخر نترسيدي بگويد عاشقي نفرين به آيينت كه از چشمان جادويت خدايت جان سپرد آخر نمي داني و مي دانم كه مي دانم نمي داني كه دل در خواهش آن انزوايت جان سپرد آخر چقدر عزلت نشيني از براي يار دلگير است بخوان شعرم كه شعرم در هوايت جان سپرد آخر ... فرياد

 چقدر عجيبه كه تا مريض نشي كسي برات گل نمي ياره تا گريه نكني كسي نوازشت نمي كنه تا فرياد نكشي كسي به طرفت بر نمي گرده تا قصد رفتن نكني كسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري كسي تورو نمي بخشه

 به جرم اينكه خيلي ساده بودم/ به زندان دلت افتاده بودم / اگر چه حكم چشمانت ابد بود/ براي مرگ هم آماده بودم

 روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند# همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند# ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند# گرگ هايي كه لباس پدري مي پوشند# آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند# عشق ها را همه با دور كمر مي سنجند# خوب طبيعيست كه يكروزه به پايان برسد# عشق هايي كه سر پيچ خيابان برسد

من ازمردن نمي ترسم،هراس از زندگي دارم كه هر روزش مثه ديروز،از اين تكرار بيزارم من از مردن نمي ترسم،كه هر چي باشه يكباره هراس از زندگي دارم،كه دردش پر ز تكراره اگه زندگي همينه،آره من عاشق مرگم مي خوام از شاخه بيفته،دونه آخر برگم زندگي مثه يه داسه،آدما مثل درختن ظريفاشون زود ميميرن،ديرتراونا كه سختن

 آه از راه محبت كه چه بي‌پايان است با دو منزل كه يكي وصل و يكي هجران است

 آنگاه كه غرور كسي را له مي كني، آنگاه كه كاخ آرزوهاي كسي را ويران مي كني، آنگاه كه شمع اميد كسي را خاموش مي كني، آنگاه كه بنده اي را ناديده مي انگاري ، آنگاه كه حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي، آنگاه كه خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري ، مي خواهم بدانم،دستانت را بسوي كدام آسمان دراز مي كني تا براي خوشبختي خودت دعا كني؟

 ما را به ناز فروشان نياز نيست تا خدا بنده نواز است به بنده چه نياز است؟

 در جواني گريه كردم هيچ كسي يادم نكرد/ در قفس جان دادم و صياد آزادم نكرد/ آتش عشقت چنان از زندگي سيرم كرد/آرزوي مرگ كردم مرگ هم يادم نكرد

 عــشق گوش دادن نيست بلكه درك كردن است فراموش كردن نيست بلكه بخشيدن است عــشق ديدن نيست بلكه احساس كردن است عــشق جا زدن و كنار كشيدن نيست بلكه صبر كردن و ادامه دادن است

 اگه بگم كه قول ميدم تا هميشه باهات باشم ، اگه بگم كه حاضرم فداي اون چشات بشم ، اگه بگم توآسمون عشق من فقط تويي اگه بگم بهونه هرنفسم تنها تويي ، اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي كنم ، اگه بگم زندگي مو بذر بهارت مي كنم ، اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني ، اگه بگم بال مني لحظه پروازمني ، ميشي برام خاطره قشنگ لحظه ي وصالي ميشي برام باغبون ميوه هاي تشنه وكال ميشي برام ماه شبهاي بي سحري ميشي برام ستاره ي راه سفر؟

دلم كه شكوه ز دست توبا خدا ميكرد/ ميان شكوه نهاني تو را دعا ميكرد/ به ياد توست همه لحظه هاي هستي من/ دل تو كاش كه يك لحظه ياد ما ميكرد

بوديم و كسي قدر ندانست كه بوديم/ باشد كه نباشيم و بدانند كه بوديم

 اي آيه مكرر آرامش مي خواهمت هنوز...آري هنوز هم درياي آرزو در اين دل شكسته من موج مي زند راهي به دل بجو...

سرمايه آدمي يك نفس است و آن يك نفس براي هم نفس است گر نفسي با نفسي هم نفس است آن يك نفس براي يك عمر بس است

سعي كن آن چيزي كه دوست داري به دست بياوري ، وگرنه مجبور خواهي شد آن چيزي كه بدست آوردي دوست بداري كساني از پله هاي موقعيت بهتر بالا ميروند كه پاهايشان را بر پله هاي فرصت بگذارند چرا در جست و جوي محبت هستيد ، خود خالق و باعث محبت باشيد از ديروز بياموز براي امروز زندگي كن و به فردا اميدوار باش براي بدست آوردن چيزي كه تا به حال بدست نياوردي بايد تبديل به كسي بشي كه تا حالا نبودي

 آسمان را بنگر و به سكوت پر رمز و رازش بيانديش ستاره ي خود را در آسمان زندگيت پيدا كن و به سمت آن ستاره حركت كن. نگران راه مباش، آنكه ستاره را براي تو آفريد راه رسيدن به آن را نيز نشانت خواهد داد.

 آسمان فرصت خوبي اگر پر بكشيم/به افق هاي دل انگيز خدا سر بكشيم

 وقتي كوچيك بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا كه بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ............كاش كوچيك مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا كه بزرگ شديم و فرياد هم كه مي زنيم باز كسي حرفمون رو نميفهمه

 درخت را به نام برگ بهار را به نام گل ستاره را به نام نور كوه را به نام سنگ دل شكفته مرا به نام عشق عشق را به نام درد مرا به نام كوچكم صدا بزن!

به كودكي گفتند: عشق چيست؟ گفت : بازي به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت آهي كشيد و سخت گريست به گل گفتند: عشق چيست؟ گفت : از من خوشبو تره به پروانه گفتند: عشق چيست؟ گفت :از من زيبا تره به اتش گفتند عشق چيست؟ گفت: از من سوزنده

 انسان بايد شاد به هدف برسد، نه اينكه به هدف برسد تا شاد شود. (آنتوني رابينز(

نميدانم چرا دوست داشتن در قلب احساس مي شود قلبي كه كارش به جريان در آوردن خون است نه احساس حقايق.

 دختران روستا به شهر فكر مي كنند! دختران شهر در آرزوي روستا مي ميرند! مردان كوچك به آسايش مردان بزرگ فكر مي كنند! مردان بزرگ در آرزوي آرامش مردان كوچك مي ميرند! كدامين پل در كجاي جهان شكسته است كه هيچ كس به خانه اش نمي رسد

الو سلام منزل خداست؟ اين منم مزاحمي كه آشناست هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يك صداست شما كه گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما كه مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابي از دل من است يا كه عيب سيم هاست؟ چرا صدايتان نمي رسد كمي بلند تر صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه مي دهي برايت درد دل كنم شنيده ام كه گريه بر تمام دردها شفاست دل مرا بخوان به سوي خود تا كه سبك شوم

 هر كلمه و هر لحظه از تو مي نويسم نمي دانم همسفر كدامين غروبي؟ ولي من همينجا منتظر بازگشت تو خواهم ماند... قرارمون همينجا توي جاده تنهايي سر دو راهيه رفتن و ماندن كنار تابلوي عشق و نفرت زير سايه درخ ت سبز اميد من نشسته ام روي صندلي انتظار ممكنه گيسوانم سفيد باشد , اما قلبم مثل نفسهايم گرم است.... مطمئنم مرا خواهي

 باز آمدم بنويسم از خواستن ونرسيدن واي عاشقان بدانيد براي رسيدن تنهاخواستن كافي نيست بايد از جان هم گذشت واي آنان كه رسيدن برايتان كوهي شده فقط بدانيد با يك احساس خوب ميتوانيد كوه را برداريد. من پيغام شكفتن را به شما دادم اين شما و اين پاكي احساستان با آرزوي موفقيت

 بوسه بر عكست زنم ترسم كه قابش بشكند.قاب عكس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم كه تارش بشكند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است

 جا جايش رد پا بود از خدا ... جاده هاي مستقيم كربلا دل نمي زد جز براي وصل خود...هر كسي مي جست آنجا اصل خود

 جبهه جايي كه خدا بي هاله بود. .جبهه الحق سرزمين لاله بود جبهه جاي ناله بود و زمزمه ......جاي ذكر مهدي (عج) و يا فاطمه (س(

 خوشبختي يعني هماهنگي باروزگار پس خوشبخت واقعي كسي است كه هيچ موقع پيش آمدهاي روزگارخم به ابروي او نياورد وهميشه خدا را بر اعمال وسرنوشت خود واقف بداند

 آنقدر قوي باش كه بتواني با روزگار روبرو شوي. آنقدر ضعيف باش تا بتواني قبول كني كه نمي تواني همه ي كارها را به تنهايي انجام دهي . و در مقابل كساني كه به كمك تو احتياج دارند بخشنده باش . در مورد نياز هاي شخص ات صرفه جو و قانع باش . آنقدر عاقل باش تا قبول كني در مورد همه چيز آگاهي نداري . آنقدر ساده باش كه به معجزه اعتقاد داشته باشي . شادي هايت را با ديگران تقسيم كن . در غم و اندوه ديگران شريك شو . راهنماي افرادي باش كه خود را گم كرده اند .

 تكيه به شونه هام نكن من از تو افتاده ترم ما كه به هم نمي رسيم بسه ديگه بزار برم كي گفته بود به جرم عشق يه عمري پرپرت كنم حيف تو نيست كنج قفس چادر غم سرت كنم من نه قلندر شبم نه قهرمان قصه ها نه برده ي حلقه به گوش نه ناجي فرشته ها من عاشقم همينو بس غصه نداره بي كسيم قشنگيه قسمت ماست كه ما به هم نمي رسيم

 قبل از هر چيز جمله هاي امروز: «فردا و ديروز با هم دست به يكي كردند. ديروز با خاطراتش مرا فريب داد و فردا با وعده هايش مرا خواب كرد.وقتي كه چشم گشودم امروز گذشته بود

 تو كيستي كه من اينگونه بي تو بي تابم شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم تو كيستي كه من از موج يك تبسم تو بسان قايق سرگشته روي گردابم

 وقتي نقاب محور يكرنگ بودن است معيار مهر ورزي مان سنگ بودن است ديگر چه جاي دلخوشي و عشق بازي است اصلا كدام احمق از اين عشق راضي است ؟؟!!!!

 يه رنگ سرخ زيبا مثل برگاي شقايق تو كتاب عشق نوشته غم و غصه واسه عاشق نوشته عاشق هميشه توي بحر غم مي مونه دل عاشقم نمي شه آوازشادي بخونه آخه اون كه جون و قلبش توي زندوني اسيره توي اين زندون نباشه طفلكي دلش مي گيره اين دل عاشق هميشه واسه يارش

آهاي آدميان ، به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند

 اگر عشقي نباشه آدمي نيست/ اگر آدم نباشه زندگي نيست/ نپرس از من چه آمد بر سر عشق/ جواب من جز شرمندگي نيست

تا با غم عشق تومرا كار فتاد/ بيچاره دلم در غم بسيار فتاد/ بسيار فتاده بود دلم درغم عشق/ اما نه چنين زار كه اينبار فتاد

گل فرستادي مرا.اي خوشتر از گل روي تو/ گل نباشد در لطافت.چون بهشتي خوي تو/ جز دلي رنجور و غير از نيمه جاني دردمند/ من چه دارم؟ تا به جاي گل فرستم سوي تو

 دوستت دارم به چشماني كه رنگش رنگ شبهاست به آن نازي كه در چشم تو پيداست به لبخندي كه چون لبخند گلهاست به رخسارت كه چون مهتاب زيباست به گلهاي بهار و عشق و هستي به قرآني كه او را مي پرستي قسم اي نازنين تا زنده هستم تو را من دوست دارم....ميپرستم

نمي گويم زندگي كارساده ايي است. نمي گويم هميشه خوشاينداست . اماباتمام مشكلاتي كه برايمان پيش مي آيد.زندگي .... ازماانساني بهترونيرومندترميسازد. به يادداشته باش: درزمان آزردگي .رنج را ازخود دوركن . درزمان خشم .خود را رهاساز. در ناكامي .برخودچيره شو. تامي تواني يارخودباش . مي تواني بهترين دوست خودباشي . اما به هنگام آشفتگي مرا خبركن . مي كوشم بدانم چه وقت بايد دركنارت باشم . اماگاهي ممكن نيست .پس توخبرم كن . عشق تنها هديه ايي است كه مي توانم به توبدهم . وايثاريكي

تو عطر تازه ي ياسي ، بيا به خانه ي من/ تو دست نرم بهاري بيا به كاشانه ي من/ بهشت بي تو ، بي معناست كنار خلوت دل/ من و توايم و بهشتي است كنج خانه ي من/ سكوت خلوت آغـوش تو، كرانه ي من

نصيحت: مواظب خودت باش....! يك خواهش : اصلا عوض نشو....! يك آرزو : فراموشم نكن....! يك دروغ : دوستت ندارم....! يك حقيقت : دلم برات تنگ شده....! ويك رويا : تورو داشتن

موقعي كه مي خواستمت مي ترسيدم نگات كنم، موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم …

من مي خوام كبوتر دل تو رو اسير كنم/ اين دل تشنه رو از چشمه عشقت سير كنم/ بزنم به موج درياي خيال عشق تو/ باقي عمرمو عاشقونه با تو پيركنم!

 عشق يعني خون دل يعني جفا. عشق يعني درد و دل يعني صفا. عشق يعني يك شهاب و يك سراب. عشق يعني يك سلام و يك جواب. عشق يعني يك نگاه و يك نياز. عشق يعني عالمي راز و نياز. عشق يعني همچو ليلا خون شدن. يا چو مجنون راهي صحرا شدن عشق يعني تيشه فرهاد ها عشق يعني عالم فرياد ها عشق يعني زخم كوه بيستون عشق يعني ناله هاي درد و خون عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني يكه و تنها شدن. عشق يعني انتظار و انتظار عشق يعني هرچه بيني عكس يار عشق يعني لحظه هاي التهاب عشق يعني لحظه هاي ناب ناب عشق يعني حسرت شبهاي گرم عشق يعني ياد يك روياي نرم عشق يعني تا ابد بي سرنوشت عشق يعني آخر خط بهشت عشق يعني گم شدن در لحظه‌ها عشق يعني آبي بي انتها چه زيباست نوشتن وقتي ميداني او ميخواند... چه زيباست سرودن وقتي ميداني او ميشنود... چه زيباست جنون وقتي ميداني او ميبيند

عشق عشق مي آفريند عشق زندگي مي بخشد زندگي رنج به همراه دارد رنج دلشوره مي آفريند دلشوره جرات مي بخشد جرات اعتماد به همراه دارد اعتماد اميد مي آفريند اميد زندگي مي بخشد زندگي عشق مي آفريند عشق عشق مي آفريند

پاكترين عشق آنجاست كه انتظاري نيست: در عدم وابستگي

زخود هر چند بگريزم ، همان در بند خود باشم ، من آن آهوي تصويرم ، شتاب ساكني دارم

زندگيت پيشاپيش در درون خويش سازمان يافته است. حيات از حيات برميخيزد. غنچه به سيماي گل ميشكفد، كودك نيز فردي بالغ ميشود. به هر مرحله اعتماد كن و قدرش را بدان و بگذار مرحله بعد بدون تلاش به سراغت بيايد

من دوست داشتم .....پس انسان را آفريدم "، پس عشق ، با هيجان جنسي بسيار تفاوت دارد. عشق پر از خلاقيت ، شعور و آگاهي ، آزادي و.... است

عاشقت گشتم تو گفتى عاشقان ديوانه اند، عاقبت عاشق شدى ديدى كه خود ديوانه اى

يكي از بهترين ها مي گويد: اگر كسي واقعاً يكي را دوست داشته باشد، بيشتر از اينكه بهش بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت باش، پس مواظب خودت باش

شب به كوي عشقم و روز در ويرانه اي / دل همي گويد بيا با هم بسازيم خانه اي/ عاشقان خانه ندارند دل مگر ديوانه اي / يار اگر پرسيد نشان منزل ما را بگو ... ميدان عشق ، خيابان وفا ، كوچه دل

دوستي بسته پيچيده به روبان ها نيست كه كسي روز تولد به كسي هديه كند ولي من تماميت خود را در سفره چرميني خواهم پيچيد و شبي در چار سوي بادها رها خواهم كرد چه كسي مي داند؟؟ شايد از بركه متروكي هم صدفي صيد شود

واقعيتي كه تجربه ميكنيد انعكاس انتظارهايتان است اگر هر روز همان تصاوير را فرا افكنيد واقعيت شما هر روز همان گونه خواهد بود هرگاه توجه كامل باشد ، از ميان اغتشاش و آشفتگي نظم و روشنايي پديد مي آورد

بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه ي عشق تر است. (سهراب سپهري(

مي دوني دوست يعني چي؟ يعني: د: داشتن . و: اوني كه . س :ستايش كردنش . ت: تمومي نداره

اگه تنها بودي تو تنهاييت احساس كردي كه تنها بنده تنها فقط تويي ناراحت نباش چون يكي رو داري كه خودش تنهاست اما هيچوقت تنهايي رو براي بنده هاش نميخواد به اون رجوع كن ميبيني كه تنها نيستي

زندگي به من آموخت كه چگونه گريه كنم اما گريه به من نياموخت كه چگونه زندگي كنم....تو نيز به آموختي چگونه دوست بدارم اما به من نياموختي كه چگونه تو رو فراموش كنم

اگر باران بودم آنقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاك كنم اگر اشك بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميكردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم ولي افسوس كه نه بارانم نه اشك نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم

پازل دل يكي رو بهم ريختن هنر نيست..... هر وقت با تيكه هاي شكسته ي دل يك نفر ، يك پازل جديد براش ساختي هنر كردي

با عشق زمان فراموش مي شود و با زمان عشق

نازنينم چه دعايي بهتر از اين: خنده ات از ته دل. گريه ات از سر شوق،.نبود هيچ غروبت غمناك

عشق چيست؟ افسانه اي بيش نيست. با لبخندي آغاز مي شود با بوسه اي جان مي گيرد با قطره اي اشك پايان مي پذيرد

اين جمله هميشه يادت باشه: زندگي گل سرخي است كه گلبرگهايش خيالي و خارهايش واقعي است

دلم احساس غم دارد/ در اين انبوه ويراني/كمي تا قسمتي ابري/ و شايد باز باراني

چنين گفت زرتشت........عاشق عاشق شدن باش و دوست داشتن را دوست بدار از تنفر متنفر باش به مهرباني مهر بورز با آشتي آشتي كن و از جدايي جدا باش..........

دريا باش كه اگر كسي سنگ به سويت پرتاب كرد، سنگ غرق شود نه آنكه تو متلاطم شوي

سه جمله ي زيبا: 1) اگر اولش به فكر آخرش نباشي آخرش به فكر اولش مي افتي. 2) لذتي كه در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ . 3) آغاز كسي باش كه پايان تو باشد

ياد گرفتم كه عشق با تمام عظمتش 3-2 ماه بيشتر زنده نيست ياد گرفتم كه عشق يعني فاصله و فاصله يعني 2 خط موازي كه هيچگاه به هم نمي رسند ياد گرفتم در عشق هيچكس به اندازه خودت وفادار نيست و ياد گرفتم هر چه عاشق تري ، تنهاتري

زندگي را از طبيعت بياموزيم ، چون بيد متواضع باشيم ، چون سرو ، راست قامت‌‌، مثل صنوبر، صبور، مثل بلوط مقاوم، مثل رود روان، مثل خورشيد با سخاوت و مثل ابر با كرامت باشيم.

كاش مي شد گريه را تهديد كرد/ مدت لبخند را تمديد كرد/ كاش مي شد در ميان لحظه ها/ لحظه ي ديدار را نزديك كرد

 گفتمش بي تو چه مي بايد كرد ؟ عكس رخساره ي ماهش را داد .. گفتمش همدم شبهايم كو ؟ تاري اززلف سياهش راداد .. وقت رفتن همه روميبوسيد به من ازدور نگاهش راداد .. يادگاري به همه داد و به من... انتظار سرراهش را داد

روزي كه دلم پيش دلت بود گرو/ دستان مرا سخت فشردي كه نرو/ روزي كه دلت به ديگري مايل شد/ كفشان مرا جفت نمودي كه برو

من بي پناهم تو بي گناهي - دل به تو دادم ، چه اشتباهي- از تو كشيدم شكل كبوتر - نقاشي ام رو بگذار و بگذر- تو اين نبودي، من بد كشيدم - آخه دلت رو هرگز نديدم- تو بي گناهي، من بي پناهم - ايمن بماني از اشك و آهم

اشكي كه بي صداست/ پشتي كه بي پناست /دستي كه بسته است/ پايي كه خسته است/ قلبي كه عاشق است/ حرفي كه صادق است / شعري كه بي بهاست/ شرمي كه آشناست/ دارايي من است/ ارزاني شماست..........

كنون كز من به جا مشت پري در آشيان مانده/ و آهي زير سقف آسمان مانده/ بيا آتش بزن اين آشيان، اين بال و پرها ر/ رها كن اين دل غمگين و تنها را

 بنام آفريننده عشق...: تو را با اشك خون از ديده بيرون راندم آخر هم/كه تا در جام قلب ديگري ريزي شراب آرزوها را/ به زلف ديگري آويزي آن گلهاي صحرا را/ مگو با من، مگو ديگر، مگو از هستي و مستي/ من آن خود رو گياه وحشي صحراي اندوهم

 يك شبي با ياد تو بدرود خواهم گفت و رفت/ خاطراتت را به جوي آب خواهم گفت و رفت/ در فرار شعرهايم يك شبي خواهم نشست/ آخرين اشعار خود را بر تو خواهم گفت و رفت/ با خيالت بر ديار قصه ها رفتم ولي

هميشه براي كسي بخند كه ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه كسي گريه كن كه ميدوني وقتي غصه داري و اشك ميريزي برات اشك مي ريزه... براي كسي غمگين باش كه در غمت شريكه... عاشقه كسي باش كه دوستت بداره!

شبي غروب مي كنم كنار چشمهاي تو/ وبي گناه مي روم به دار چشمهاي تو/ من از تمام عاشقي به اين بسنده مي كنم /كه يك دقيقه سر كنم كنار چشمهاي تو

نگاهي آشنا به ياس كردم/ تو را در برگ گل احساس كردم ...خلاصه در كلاس ناز چشمت/ دو واحد عاشقي را پاس كردم

 زماني كه مرا به دنيا آوردند مي گفتند همه را دوست بدار اكنون كه ديوانه وار دوستش دارم مي گويند فراموشش كن

يك عشق عروج است و رسيدن به كمال ، يك عشق غوغاي درون است و تمناي وصال ، يك عشق سكوت است و سخن گفتن چشم ، يك عشق خيال است و....خيال است و....خيال

اگه از ياد تو رفتم... اگه از ياد تو رفتم اگه رفتي تو زدستم اگه ياد ديگروني ...من هنوز عاشقت هستم با وجود اينكه گفتي ...ديگه قهري تا قيامت با تموم سادگي هام/ گفتم اما.... به سلامت شايد اين خوابه كه ديدم ...هر چه حرف از تو شنيدم قلب ناباور من گفت من به عشقم....نرسيدم! پيش از اين نگفته بودي ... غير من كسي رو داري توي گريه توي شادي ….سر رو شونه هاش بذاري تو رو مي بخشم و هرگز ديگه يادت نمي افتم.... برو زيباي عزيزم ... تو گروني ... من چه مفتم

دو خط موازي فقط هم مسيرند... قرار است امشب دو ماهي بميرند كه ديگر سراغي ز دريا نگيرند قرار است چشمان ما بسته گردند اگر چه پر از آرزوهاي پيرند و بوي جهنم كه آيد از اين شهر و مردان اينجا چه نا سر به زيرند تمام فصولي كه مي آيد امسال بدون شك از ابتدا سردسيرند بعيد است امسال دستان سردم بدون بهار شما جان بگيرند و يك سال ديگر گذشت و نفسهام از اين لحظه هاي پر از غصه سيرند شب سرد و بي انتهاي زمستان قدمها مردد ولي ناگزيرند دو خط موازي رسيدن ندارند دو خط موازي فقط هم مسيرند

 زندگي رسم خوشاينديست........زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ........زندگي پرشي دارد اندازه عشق.........زندگي چيزي نيست كه لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود........زندگي حس قريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد........زندگي سوت قطاريست كه در خواب پلي مي پيچد........زندگي گ


نويسنده: مهدی مورخ: سه شنبه 18 دی1386 در ساعت: 12:0 |+|
اس ام اس 35

معلم پرسيد عشق چند بخشه؟ زود دستم رو بالا گرفتم گفتم: يك بخش. اما از وقتي كه تو رو شناختم فهميدم عشق 3 بخشه: عطش ديدن تو.....شوق با تو بودن.....و اندوه بي تو بودن

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

خدايا اگر تو درد عاشقي را مي كشيدي تو هم زهر جدايي را به تلخي مي چشيدي اگر چون من به مرگ آرزو ها مي رسيدي پشيمان ميشدي از اينكه عشق را آفريدي

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

خدا رو دوست دارم چون *آي ديش* هميشه روشنه خدا رو دوست دارم چون به همه *پي ام ها* جواب ميده خدا رو دوست دارم چون حرفاي آدم رو *سند توآل* نمي كنه خدا رو دوست دارم چون هيچ كسي رو *ايگنور* نمي كنه خدا رو دوست دارم چون ، خداست....

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 گر بميرد پسري از قبر او رويد گلي گر بميرند پسران دنيا گلستان مي شود گر بميرد دختري يك بي وفا كم ميشود گر بميرنددختران دنيا وفادار مي شود.

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 هيچوقت عشق رو گدايي نكنيد آخه هيچوقت چيز باارزشي به گدا داده نميشه!!!اينو مطمن باشيد

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 عشق تنها ميكروبي هست كه از راه چشم وارد مي شود .

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

خسته و درمونده بودم از همه جا رونده بودم به هر خونه ميرسيدم مهمون نا خونده بودم هيچكي حسابم نميكرد هيچكي جوابم نمي داد از تشنگي ميمردم و هيچ كسي آبم نمي داد يه مدت غريب بودم تو غصه شديد بودم اما يه روز جمعه اي كه خيلي نا اميد بودم فرشته مهربوني منو دوباره زنده كرد اون كه با دست كوچيكش بزرگا رو شرمنده كرد .

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 ديگه دلداري ندارم هيچكسي پا نميزاره به سراچه خيالم هيچ كسي نداد جواب اين سوال بي جوابم اين سوال بي جوابم اين سوال بي جوابم هركي امد دو سه روزي از دلم بازيچه اي ساخت دلمم مثل عروسك ساده بود دل به دلش باخت گله وگلايه نيست بي وفايي رسم عشقه عاشقا تنها ميمونن تنهايي مرام عشقه چي بگم كه خيلي تنهام ميدوني ياري ندارم چي بگم كه غير غصه ديگه دلداري ندارم هيچ كسي نداد جواب اين سوال بي جوابم.

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 آدما مثله يه كتاب ميمونن تا وقتي تموم نشن براي ديگران جذاب هستند ... پس تو هم سعي كن خودتو جلوي ديگران تند تند ورق نزني براي اينكه وقتي تموم بشي مطمئن باش ميرن سره يه كتابه ديگه

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 از خـدا يـه گل خواسـتــم،اون بـه مـن يـه بـاغ داد من از خدا يه درخت خواستم،اون به من يه جنگل داد من از خـدا يـه دوسـت خواسـتم،اون به من تو رو داد اگه اينـو برام پـس بفرستي از بـهترين دوستـام هسـتي حالا اينو براي تمام ليستت بفرست تا ببيني چند نفر اينو برات ميفرستن منتظرم

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.* 

 عشق فقط عشق لاتي پري و زري و عمه فاطي عرق سگي و ابجو قاطي حبس ابد بي ملاقاتي فكر نكن گنده لاتي بابا ما فقط خاطر خواتيم

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

آخرين بار كه او را ديدم گردنبند صليبي به او هديه كردم و گفت من كه دوستت ندارم پس چرا به من هديه مي دهي ؟ گفتم بر سر هر گوري صليبي مي نهند اين صليب را بر گردنت بالاي قلبت بياويز زيرا آنجا گورستان عشق من است.

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 خدايا به هر آنكه دوست ميداري بياموز كه عشق از زندگي كردن برتر است و به اشق آنكه دوست تر ميداري بچشان كه دوست داشتن از عشق هم برتر است (دكتر علي شريعتي)

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

هرگز دستي را نگير وقتي قصد شكستن قلبش را داري هرگز نگو براي هميشه وقتي مي دوني جدا مي شي درباره احساسات سخن نگو اگر واقا وجود ندارد هرگز به چشماني نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري هرگز سلامي نده وقتي مي دوني خداحافظي در ذهنته!

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

از كسي كه دوستش داري ساده دست نكش. شايد ديگه هيچ كس رو مثل اون دوست نداشته باشي و از كسي هم كه دوستت داره بي تفاوت عبور نكن . چون شايد هيچ وقت ، هيچ كس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد.

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 پرده پنجره ي چشمانت را بردار ، ببين دنيا را ، ديدني است ، چشم ما رفتني است ، زندگي مهلت پرسيدن به ما نمي دهد ، در جهاني كه همش مضحكه و تكرار است ، تكه كه شدن يك دل چه تماشا دارد ، پشت اين پنجره جز هيچ بزرگ هيچي نيست.

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

اگر دورم ز ديدارت دليل بي وفايي نيست/ وفا آن است كه پنهاني نامت زير لب دارم

 اگه يه پروانه اومد روسرت نشست اونا نپرونش چون من آدرس قشنگ ترين گل دنيا رابهش دادم

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 قانون عشق: يك پسر با يك نگاه از يك دختر خوشش مياد ... و عشق از طرف اون شروع ميشه ... تا جايي كه زندگيش رو پاي عشقش ميذاره ... اما دختر باور نميكنه ... چون يك چيزهايي ديده و شنديده ... تا دختر مياد پسر رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه ... ميره با يكي ديگه ... بعد كه دختر تازه تونسته پسر رو باور كنه ميره طرفش ... اما پسر رو با يكي ديگه ميبينه ... اينجاست كه ميگه: حدسم درست بود ... و

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

روياي با تو بودن را نمي توان نوشت نمي توان گفت و حتي نمي توان سرود. .با تو بودن قصه شيريني است به وسعت تلخي تنهايي و داشتن تو فانوسي به روشنايي هر چه تاريكي در نداشتند و..... ومن همچون غربت زداي در آغوش بيكران درياي بي كسي به انتظار ساحل نگاهت مي نشينم و ميمانم تا ابد و تا وقتي كه شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشويد بانوي دريايي من

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 لحظه ها را گذرانديم تا به خوشبختي برسيم .. غافل از اينكه .. خوشبختي همان لحظه هايي بود كه مي گذرانديم

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 سركي دو خط سياه موازي روي تخته كشيد!! خط اولي به دومي گفت ما مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم ..!! دومي قلبش تپيد و لرزان گفت : بهترين زندگي!!! در همان زمان معلم بلند فرياد زد : " دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند" و بچه ها هم تكرار كردند: ....دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند مگر آنكه يكي از آن دو براي رسيدن به ديگري خود را بشكند

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 اي محبوب ، اگر روزي غبار غم به روي ماه او ديدي ، بيا عمر مرا بستان ، كه اورا در غم و اندوه ، و با چشمي زغمها تر، نبينم من

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

زندگي هرگز با باور كنار نمي آيد.و اگر تلاش كني كه زندگي را با زور با باورهايت آشتي دهي به غير ممكن دست يازيده اي.ذات پديده ها حكمي غير از اين مي كند. باورها را كنار .بگذار و چگونه تجربه كردن را بياموز...

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 ديروز جز خاطره اي بيش نيست و فردا فقط يك روياست اما اگر امروز را خوب زندگي كني تمام ديروز هايت به خاطره اي خوش و تمام فرداهايت به روياي اميد تبديل خواهد شد.

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 راز من ... عشق من..... از چشم ترم زود مرو... صد جانم به فدايت ز برم زود مرو نكنم شكوه كه دير آمدي در بر من لااقل دير آمدي به سرم زود مرو بنشين يك دم واز چشم ترم زودمرو اي شكسته تو شكستي مويه كردي .... گريه كردي ... از ته دل غصه خوردي . من با هاتم . خاك پاتم . تو صداتم تو صداتم من رفيق گريه هاتم عشق در تو... شور در تو.. بي تو من جايي ندارم... بي تو فردايي ندارم من باهاتم ... مثله بارون تو چشاتم مثله غصه تو صداتم... چون پرنده در هواتم عشق در تو شور در تو بي تو من هيچ.

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 دنبال نگاه‌ها نرو، چون ميتونن گولت بزنن، دنبال دارايي نرو چون كم‌كم افول مي‌كنه دنبال كسي برو كه باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يك لبخند ميشه يه روز تيره را روشن كرد. كسي را پيدا كن كه تو را شاد كنه.

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*
*براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده. براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.براي عشق خودت باش ولي خوب باش براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*


*عشق ايستادن زير باران و خيس شدن زير باران نيست، عشق آن است كه يكي براي ديگري چتري شود، و او هيچوقت نداند كه چرا خيس نشده.


*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

مردم اين زمونه مثل گل انارند
از دور جلوه دارند از نزديك بو ندارند


نويسنده: مهدی مورخ: چهارشنبه 7 شهریور1386 در ساعت: 20:28 |+|
اس ام اس 34

 

تو دنيا سه تا فرشته هست : اولي داره به يتيما غذا ميده دومي داره به مردم کمک ميکنه سومي که من خيلي دوسش دارم داره اين اف رو ميخونه

سه تا فرشته مهربون توی دنیا هست ، اولیش داره به کبوتر های عاشق دونه میده ، دومیش به آدم های عاشق کمک میکنه و سومیش که من خیلی دوسش دارم داره این اس ام اس را میخونه


عشق را به خاطر غم ، غم را به خاطر تنهایی ، تنهایی را به خاطر سکوت ، سکوت را به خاطر شب ، شب را به خاطر اشک هایم دوست دارم

 
دو خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسن ، مگر اینکه یکیشون واسه دیگری بشکند ، پس من میشکنم فقط به خاطر تو


نويسنده: مهدی مورخ: پنجشنبه 7 تیر1386 در ساعت: 18:12 |+|
اس ام اس 33

اس ام اس های ارسالی از آقا مهدی

كيستي كه من اينگونه بي تو بي تابم شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم تو چيستي كه من از موج هر تبسم تو بسان قايق سرگشته روي مردابم

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

یاد بگذشته به دل ماند و دریغ نیست یاری که مرا یاد کند دیده ام خیره به ره ماند و نداد نامه ای تا دل من شاد کند خود ندانم چه خطایی کردم که ز من رشته الفت بگسست در دلش جایی اگر بود مرا پس چرا دیده ز دیدارم بست

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

روزي از عشق خودم را حلق آويز مي كنم و آخرين آرزوي من اين است در روي طناب اسم تو را حك كنم تا حداقل در مرگم فكر كنم هميشه در كنارت خواهم بود : پس اينجوري بد بختي ها يمنو زنده کردي

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

قلب خانه اي است با دو اتاق خواب در يك رنج و در ديگري شادي زندگي مي كند. نبايد زياد بلند خنديد و گرنه رنج در اتاق ديگري بيدار مي شود. (فرانسيس كافكا)

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

«دو سرمشق در آغاز زندگى: دايره را هر چه مى توانى تنگ تر كن و پيوسته بر آن نظارت كن تا مبادا در جايى بيرون از دايره پنهان شده باشى.»

 


نويسنده: مهدی مورخ: دوشنبه 21 خرداد1386 در ساعت: 21:30 |+|
اس ام اس 32

چی بگم دفعه اول تو کوچه دیدمش گفت داداشی میای بازی کنیم؟بعده اینکه بازیمون تموم شد گفتی تو بهترین داداشه دنیایی،وقتی بزرگتر شدم به دانشگاه رفتم چشام همش اونو میدید و میخواستم از ته قلبم بگم عاشقشم دوسش دارم اما اون گفت تو بهترین دادشه

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

دنیایی وقتی ازدواج کرد من ساقدوسش بودم بازم گفت تو بهترین دادشه دنیایی و وقتی مرد من زیره تابوتشو گرفتم مطمئن بودم اگه میتونست حرف بزنه میگفت تو بهترین دادشه دنیایی چند وقت بعدی وقتی دفتره خاطراتشو خوندم دیدم نوشته عاشقت بودم دوست داشتم اما میترسیدم بگم برا همین میگفتم تو بهترین دادشه دنیایی

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

هرچه گشتم در این شهر نبود اهل دلی که بداند غم دلتنگی وتنهایی ما ...!

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

به دریا شکوه بردم از شب دشت، وز این عمری که تلخ تلخ بگذشت، به هر موجی که می گفتم غم خویش؛ سری میزد به سنگ و باز می گشت .!

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

هیچکس تنهایی ام را حس نکرد...لحظه های ویرانم را حس نکرد..در تمام لحظه هایم هیچکس وسعت حیرانم را حس نکرد ...آن که سامان غزلهایم از اوست بی سروسامانیم را حس نکرد چرا

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

تا توانی رفع غم از خاطری غمناک کن در جهان گریاندن آسان است اشکی پاک کن
 
اونیکه یار تو بود اگه غمخوار تو بود قلبشو پس نمی داد دل به هر کس نمی داد

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

دستانت را به من بده و سعی کن تا بفهمی که من چقدر به تو احتیاج دارم به تو و به عشقی که به آن ایمان دارم... ولی افسوس آسمان نمی بارد تا این تن غبار آلود را بشوید و ببرد با خود به دیار دوست

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

خداوندا من در کلبه ی حقیرانه ی خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری . من چون تویی دارم و تو چون خود نداری

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

همیشه غمگین ترین و رنج آور ترین لحظات زندگی آدم توسط همون کسی ساخته می شه که شیرین ترین و به یاد موندنی ترین لحظات رو برای آدم میسازه و من وقتی ما می شه که بخوایم. پس بی خودی با حروف بازی نکن بدان که قلب من هم شکسته بدان که روحم از همه دردها خسته شده. این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد. بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

عاشقانه***می خورد بر سقف قلبم***یاد ایام تو داشتن***می زند سیلی به صورت***باورت شاید نباشد***مرده است قلبم ز دستت***فکر آنکه با تو بودم***با تو بودم شاد بودم***توی دشت آن نگاهت***گم شدن در خاطراتت

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

گاهی آدم میشکنه.. زخمایی هست که تقصیر هیچ کس نیست ،ولی جاشون میمونه،تا خیلی!

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

کسانی که به طرف عقربه های ساعت امضاء می کنند ،انسانهای منطقی هستند . 2- کسانی که بر عکس عقربه های ساعت امضاء می کنند ،دیر منطق را قبول می کنند و معمولاً غیر منطقی هستند . 3- کسانی که از خطوط عمودی استفاده می کنند لجاجت و پافشاری در امور دارند . 4-کسانی که از خطوط افقی استفاده می کنند انسانهای منظمی هستند . 5- کسانی که با فشارامضاء می کنند ، در کودکی سختی کشیده اند

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

گر چه بی تو زندگی آهنگ زیبایی ندارد می روم چون عشق من در قلب تو جایی ندارد

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

واسهء شکستن یه دل فقط یه لحظه وقت می خوای...اما واسه اینکه از دلش در بیاری شاید هیچ وقت فرصت نداشته باشی ...

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

به تو تکیه کردم پشتمو خالی کردی...تو رسم دل شکستنو بد جوری حالی کردی

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

عاشقی را شرط اول ناله وفریاد نیست تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست عاشقی مقدورهر عیاش نیست غم کشیدن صنعت نقاش نیست

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

ازش پرسیدم چقدر دوستم داری؟ گفت به اندازه شکوفههای بهاری. و چه راست میگفت چون شکوفههای بهاری مهمون دو روز بودن

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

یه روز عشقت رو دزدیدم و برای اینکه جاش مطمئن باشه اون رو تو قلبم قایم کردم اما نمی دونستم که یه روز برای اینکه اون رو پس بگیری قلبم رو می شکنی

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

سلام من به شما تبریک میگم شما آدم خوش شانسی هستید شما برنده ی یک عدد دوست پسر با کیفیت dvd شدید مبارکتون باشه!

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

سرمایه ی عمره آدمی 1 نفس است و اون 1 نفس از برای 1 هم نفس است. گر نفسی با نفسی هم نفس است اون 1 نفس از برای 1 عمر بس است

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

برای هزارمین بار پرسید: تاحالا شده من دلت رو بشکنم ؟ منم برای هزارمین بار به دروغ گوفتم: نه. هیچ وقت.............. تا مبدا دلش بشکنه

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

نمیدانم آسمان چگونه است و زمین چه سان که در هر چه مینگرم تو را میبینم، نمیدانم به چه می اندیشم که روز هست خود را از یاد برده ام ، تنها چیزی که میدانم این است که هر چه دورتر میروی یادت نزدیک تر میآید و هر چه کمتر تو را میبینم نقشت بیشتر در دلم مینشیند!

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

خدا به انسان 2 گوش و 2 چشم و 2 دست و 2 پا داد.اما میدونی چرا 1 قلب داد؟ چون میخواست تو دنبال دومیش باشی!

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

رو تو یه حساب دیگه ایی میکردم ناراحت نشو ولی تازه میفهمم مردم راست میگفتن تو آدمه دو رویی هستی...........یه روت ماهه ، یه روت گل یکی از یکی قشنگ تر!

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

غم انگیزترین صحنه ای که در عمرم دیدم دارکوبی بود که به درخت پلاستیکی نوک می زد. دارکوب نگاهی به من کرد و گفت":دوست من!درخت هم درخت های قدیم!"

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

با اینکه ندیدمت دلم هر روز برایت تنگ می شود. بدیش این است که می دانم تو هستی. کاش نبودی! مثل هزاران چیز دیگر که توی این دنیا نیست ولی آدم ها باز الکی دنبالشان می گردند، نمی دانم، شاید بشود اسمش را گذاشت دلخوشی. دلخوشی من هم این است که میدانم هستی.

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

اگر 100 سال پس از مرگم قبرم را بشکافی؛ خواهی دید که بر روی قلبم نوشته است تنها تو را دوست دارم و فقط به تو فکر میکنم!

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

میگن آدم باید برای رسیدن به عشقش از تمام دنیا بگزره... ولی تو که دنیای منی چطوری ازت بگزرم؟!!

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

دوست دارم نه به اندازه ی بارون چون یه روز بند میاد... دوست دارم نه به اندازه برف چون یه روز آب میشه... دوست دارم نه به اندازه گل چون یه روز پژمرده میشه... دوست دارم به اندازه ی دنیا چون هیچ وقت تموم نمیشه!

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

هر چی عشقه با نگینش هر چی خوبه بهترینش آسمونا با زمینش همشون فدای تو. .

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

مي دوني بازي روزگار چيه؟؟ اين که تو چشم بذاري من قايم شم . بعد تو يکي ديگه رو پيدا کني

 


نويسنده: مهدی مورخ: شنبه 12 خرداد1386 در ساعت: 16:4 |+|
اس ام اس 31

فرشتگان روزي از خدا پرسيدند: بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد..؟؟؟

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 زندگي نامه ي شقايق چيست ؟ رايت خون به دوش وقت سحر نغمه اي عاشقانه بر لب باد زندگي را سپرده در ره عشق به كف باد و هرچه باداباد

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

آدمك آخر دنياست بخند آدمك مرگ همين جاست بخند آن خدايي كه بزرگش خواندي به خدا مثل تو تنهاست بخند دست خطي كه تو را عاشق كرد شوخي كاغذي ماست بخند

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 اگه دبير رياضي بودم ثابت ميكردم كه چگونه شعاع نگاهت از مركز قلبم ميگزرد ...اگر دبير شيمي بودم نام تو را در قلبم پخش ميكردم تا محلول با محبت شود ... ا ... اگر دبير جغرافي بودم ميدونستم كه خوش آب و هوا ترين منطقه آغوش گرم توست ...اگر دبير زبان بودم با زبان بي زباني ميگفتم دوستت دارم ...واگر دبير زيست بودم مي نداختمت جاي كوچكي كه بهت ضربه ميزننواز ديواراش خون مي چكه ولي تو ناراحت نشو چون اونجا قلبمه

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

وقتي دخترها كوچكند عاشق عروسكند و پسرها عاشق مردان غول پيكر اما نمي دونم چرا وقتي بزرگ مي شن پسرها عاشق عروسك مي شن و دخترها عاشق مردان غول پيكر

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 هميشه در كوچه بن بست هم دري است كه به سوي خدا باز مي شود.

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 اي كاش دوست داشتن را تجربه نمي كردم، تجربه ي تلخي بود... ديگر هيچ وقت نمي خواهم حضوري گرم، سرماي وجودم را محو كند ديگر هيچ گاه به نگاه عاشقي دل نمي بندم و هيچ گاه به سلام مهرباني پاسخ نخواهم داد

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

همواره به خاطر بياور دراوجي معين هرگز ابري وجود ندارد. اگر زندگيت ابري است به اين دليل است كه روحت آنقدر كه بايد بالا نرفته است ..

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنارش باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد هيچ كس لياقت اشك هاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد ... باعث ريختن اشك هاي تو نمي شود

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 آدم از بي بصري بندگي آدم كرد................گوهري داشت ولي نذر قباد وجم كرد...... يعني در خوي غلامي ز سگان پست تر است.........من نديدم كه سگي پيش سگي سر خم كرد

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يك اندكي تسكين آن گفت تسكينش همه سوز و فناست

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 نقش كردم رخ زيباي تو بر خانه دل........خانه ويران شدوآن نقش به ديوار بماند

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 رمز زندگي كردن اين است كه در بي امنيتي زندكي كنيد. و البته در اين گونه زندگي كردن تامين وجود ندارد. يك قطعه سنگ همواره امن است ويك گل هميشه در معرض خطر - ولي سنگ مرده است وگل سرشار است از زندگي! ولي اگر طوفاني برخيزد گل مي افتد وسنگ در جايش باقي مي ماند

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

تفاوت قلب دختران و پسران! قلب پسرها مثل پاركينگي است كه هيچ وقت تابلوي ظرفيت تكميل بر در آن ديده نميشود و اما قلب دخترها مانند فرودگاهي است كه مدت ماندن يك هواپيما در آن بستگي به فرود هواپيماي بعدي دارد!!!


نويسنده: مهدی مورخ: سه شنبه 8 خرداد1386 در ساعت: 9:26 |+|
اس ام اس 30

وقتي كسي نيست كه به دادت برسه پس داد نزن، سكوت كن، شايد از سكوتت همه بفهمن كه چه قدر درد و رنج توي وجودت انباشته شده، فرياد دردت رو دوا نميكنه، اما سكوت شايد نتونه دردتو از بين ببره اما ميتونه خيلي راحت تو را از اين دنياي مسخره نجات بده

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

خداوند يك زندگي به تو داده كه آنرا زندگي كنيد ، خود انگيخته و بدون الگو آنرا زندگي كن. برده و مقلد نباش. خودت را دوست بدار، به خودت احترام بگذار و سعي كن همانطور كه احساس ميكني زندگي كني. و حتي اگر شكست بخوري ، راضي خواهي بود و با تقليد از ديگري ، حتي اگر پيروز شوي، در درون خالي خواهي بود و پوشالي

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

روزي كه عشق وارد خانه قلبم شد او را نشناختم، مدتي طول كشيد تا با او آشنا شدم ، از او خوشم آمده بود ، خواستم به او بگويم براي هميشه در خانه قلب من بمان اما قبل از اين كه من به او بگويم ، به من گفت آمده ام براي هميشه اينجا بمانم

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

توي ساحل روي شنها قايقي به گل نشسته يكي با چشماي گريون گوشه اي تنها نشسته نگاه پر اضطرابش به افق به بينهايت ساكته اما تو قلبش داره يك دنيا شكايت توچشاش حلقه اشكه توي قلبش غم دنيا منتظر به راه ياره تا بياد امروز و فردا باورش نميشه عشقش همه دنياش زير آبه تنها مونده توي ساحل زندگي براش عذابه

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

اگر قرار باشه ظرف 24 ساعت دنيا به پايان برسه تموم خط هاي تلفن و تالارهاي گفتگو و ايميل ها اشغال ميشه. پر ميشه از كلمه هاي (( از اينكه رنجوندمت پشيمونم من رو ببخش يا تو را عاشقانه مي پرستم يا مراقب خودت باش )) اما بين اين همه پيام يكي از همه تكون دهنده تره (( هميشه عاشقت بودم ولي هيچوقت بهت نگفتم )) پس عشق و محبت را تقديم آنكه دوستش داريم كنيم شايد فردايي دگر هرگز نباشد

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

بفرستين: 1-مرام فقط مرام گاو چون نگفت من گفت ما 2- صفا فقط صفاي مورچه كه هر وقت گريه كرد هيچكس اشكش نديد 3- رفيق فقط كلاغ نه بخاطر سياهيش به خاطر يه رنگيش 4- معرفت فقط معرفت كرم نه به خاطر كرم بودنش به خاطر خاكي بودنش 5- يه رنگي فقط يه رنگي ديوار كه هرچي مردو نا مرده بهش تكيه ميدن 6- نامردا رو خيلي دوست دارم چون اگه نباشن مردا مشخص نمي شن

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 اگه تورو خواستن اشتباهه اگه باتوبودن اشتباهه اگه عاشق توبودن اشتباهه اگه واسه تومردن اشتباهه پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من هستي

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

در خواب ناز بودم شبي.... ديديم كسي در ميزند.... در را گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند... اي دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا...غم با آن همه بيگانگي..... هر شب به من سر مي زند

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 يادمون باشه كه قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا كسي كه به ما تكيه كرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو كه به كسي ميديم عمل كنيم. يادمون باشه هيچوقت كسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امكان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه كسي دوستمون داشت بهش نگيم برو گمشو چون زندگيش رو ازش ميگيريم

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 گر عاشقانه مردن را بلد نيستيم لااقل عاشقانه زندگي كنيم ....سوختن حرف كمي نيست آنانكه ساختند و سوختند....

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 خيلي سخته كه بغض داشته باشي ، اما نخواي كسي بفهمه ... خيلي سخته كه عزيزترين كست ازت بخواد فراموشش كني ... خيلي سخته كه سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته كه روز تولدت ، همه بهت تبريك بگن ، جز اوني كه فكر مي كني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته كه غرورت رو به خاطر يه نفر بشكني ، بعد بفهمي دوست نداره

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 اونيكه ميگفت جونش به جونت بنده حالا داره به گريه هات ميخنده اوني كه مي گفت بدون تو ميميره دروغ ميگه دلش جنس كويره دروغ ميگه تو گوش نده به حرفاش نگو هنوز ميخواي بموني باهاش خيال نكن بدون اون ميميري بزار بره نباشه جون ميگيري

*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*

 تودلت يه جاي ديگه اينو چشمات داره ميگه ولي من ديگه ميدوونم كه تو كفشت پره ريگه منو و تو چه ساده بوديم كه بهم دل داده بوديم پاي اين عشق خيالي بدجوري افتاده بوديم منو و تو چه ساده بوديم كه بهم دل داده بوديم پاي اين عشق خيالي بدجوري افتاده بوديم تو برو سراغ عشقي كه تا نفهمه تو كي هستي پاي عشق تو بميره و نفهمه خالي بستي منو و تو چه ساده بوديم كه بهم دل داده بوديم پاي اين عشق خيالي بدجوري افتاده بوديم


نويسنده: مهدی مورخ: یکشنبه 6 خرداد1386 در ساعت: 0:10 |+|
اس ام اس 29

عشق يعني مستي و ديوانگي عشق يعني با جهان بيگانگي عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق يعني سر به دار آويختن عشق يعني اشك حسرت ريختن عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدن عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختن عشق يعني رازقي ، يعني نسيم عشق يعني مست گشتن از شميم عشق يعني آفتاب بي غروب عشق يعني آسمان ، يعني فروغ عشق يعني آرزو ، يعني اميد عشق يعني روشني ، يعني سپيدعشق يعني غوطه خوردن بين موج عشق يعني رد شدن از مرز اوج عشق يعني از سپيده تا سحر عشق يعني پا نهادن در خطر عشق يعني لحظه ديدار يار عشق يعني دست در دست نگار عشق يعني عقل شد مدهوش تو عشق يعني مست در آغوش تو عشق يعني لحظه هاي بي قرار عشق يعني صبر ، يعني انتظار عشق يعني اشتياق و اضطراب عشق يعني دلهره ، يعني شتاب عشق يعني اشك ، يعني عاطفه عشق يعني يادگاري خاطره ...

 *.*.*.*.*.*

**عشق يعني لايق مريم شدن عشق يعني با خدا همدم شدن عشق يعني جام لبريز از شراب عشق يعني تشنگي ، يعني سراب عشق يعني خواستن ، له له زدن عشق يعني سوختن ، پر پر زدن عشق يعني سالهاي عمر سخت عشق يعني زهر شيرين ، بخت تلخ عشق يعني با "خدايا" ساختن عشق يعني چون هميشه "باختن"

 *.*.*.*.*.*

 در ميان همه گل گشتم و عاشق نشدم در عجب بودم كه تورا ديدم و ديوانه شدم تا كجا بايد سفر كرد تا به كي بايد دويد از كجا بايد گذر كرد تا به شهر تو رسيد گفتي كه طبيب دل هر بيماري پس طبيب دل من باش كه بيمار توءم گر همسفر عشق شدي مردسفر باش هم منتظر حادثه هم فكر خطر باش

 *.*.*.*.*.*

گفتم اي عشق من از چيز دگر مي ترسم/ گفت آن چيز دگر نيست دگر هيچ مگو/ گفتم اين روي فرشتست عجب يا بشر است/ گفت اين غير فرشتست و بشر هيچ مگو/ گفتم اين چيست بگو زير و زبر خواهم شد/ گفت مي باش چنين زير و زبر هيچ مگو

 *.*.*.*.*.*

هميشه از نگاه تو با تو عبور مي كنم از اين كه عاشق توام حس غرور مي كنم دوباره با سلام تو تازه تازه مي شوم با نفس ساده تو غرق ترانه مي شوم با تو ستاره ميشوم ......... از سايه هاي ملتهب هميشه مي گريختم با رفتن تو هر نفس بغض دوباره ميشوم ناجي شام شوكران; با دل عاشقم بمان به حرمت حضور تو چون تو يگانه ميشوم خانه به خانه ديدمت همچو فسانه ديدمت با تو ستاره ميشوم
**عشق چيست؟ 3 ثانيه نگاه، 3 دقيقه خنده، 3 ساعت صفا، 3 روز آشنايي، 3 هفته وفاداري، 3 ماه بيقراري، 3 سال انتظار، 30 سال پشيماني!

 *.*.*.*.*.*

**به سلامتي ديوار، چون كه هر مرد و نامردي بهش تكيه ميكنن! به سلامتي كلاغ نه براي سياهيش، براي يك رنگيش، به سلامتي كرم خاكي، نه براي كرم بودنش، براي خاكي بودنش، به سلامتي گاو، چون نگفت من، گفت ما! و به سلامتي ما، كه دوست داشتن يادمون نرفته!

 *.*.*.*.*.*

 گفتگوي ماه و نابينا: نابينا گفت: دوستت دارم ماه گفت تو كه منو نمي بيني چطوري دوستم داري نابينا گفت اگه مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم اما الان كه نمي بينمت عاشق خودت هستم.

 *.*.*.*.*.*

چشمان خسته ات ، آرام و بي صداست گويي ز راز تو، آگه فقط خداست ناگفته هاي تو، در سينه ات نهان اما سكوت تو، گوياي صد بيان آن گونه هاي تو ، دشت شقايق است شرح سكوت تو، نشر حقايق است تنهايي و غريب ، در بزم بي كسان رنجيده سينه ات ، از ظلم ناكسان گر چه تبسمي ، بر لب نشانده اي در پشت خنده ات ، دل خسته مانده اي

 *.*.*.*.*.*

بابا كجايي؟ نيستي؟ توريستي؟ امپرياليستي؟كمونيستي؟ فاشيستي؟دموكراتيستي؟ خدايي نكرده مريض كه نيستي؟راستي هرجا هستي و هركي هستي بيسته بيستي

 *.*.*.*.*.*

در وجودم چيزي هست كه تو را نجوا مي كند ... و تنها عشق مرا رها مي كند ... و نور آن نگاهي ست كه تو به من روا مي كني ... پس عشق و نور را از من دريغ نكن و بر من بتاب كه بي عشق تو ؛ بي نگاه تو ؛ بي تو رو به غروب رهسپارم.... مرا به طلوعي ديگر برسان

 *.*.*.*.*.*

وقتي كه ديگر نبود من به بودنش نيازمند شدم وقتي كه ديگر رفت، من به انتظار آمدنش نشستم وقتي كه ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد ، من او را دوست داشتم وقتي كه او تمام كرد من شروع كردم وقتي او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن. مثل تنها زندگي كردن . مثل تنها مردن...

 *.*.*.*.*.*

*هرگاه يك مسيحي مي ميرد بر سر مزارش صليبي مي آويزند تا همه بدانند آنجا گوري است تو هم بر گردنت صليبي بياويز تا همه بدانند سينه ي تو گورستان مــن است...

 *.*.*.*.*.*

 وقتي بارون نگاهت رو به نگاهم ريختي؛‌دلم زنده شد. وقتي با دلت قدم به دلم گذاشتي؛ زلزله‌ي شديدي رو توي دلم حس كردم . وقتي اومدي؛ تموم تنهاييهام رو با خودت بردي. از همون اول مي دونستم اومدي كه توي قلبم بموني..... براي هميشه پس اي نازنين ! ‌اي تنها مونس ! اي عشق : بمون تا بتونم بمونم .

 *.*.*.*.*.*

 بنوش به سلامتيه هر چي عاشقه تو اين دنياست: به سلامتي گاو چون نگفت من گفت ما. به سلامتي كرم خاكي به خاطر خاكي بودنش بسلامتي خيار به خاطر يارش به سلامتي شلغم به خاطر اون غمش به سلامتي كلاغ هر چند كه سياهه ولي عوضش يه رنگه به سلامتي ديوار كه هر مرد و نامردي بهش تكيه ميده به سلامتي شمع كه حرف نميزنه عمل ميكنه و تا آخرش به پات ميسوزه به سلامتي خودت و خودم كه مدتهاست دوستيم و همديگرو ايگنور نميكنيم كه هيچ خيلي هم با هم مهربونيم


نويسنده: مهدی مورخ: جمعه 4 خرداد1386 در ساعت: 15:4 |+|
اس ام اس 28

رفتي خاطره هاي تو نشسته تو خيالم بي تو من اسير دست آرزوهاي محالم ياد من نبودي اما، من به ياد تو شكستم غير تو كه دوري از من ، دل به هيچ كسي نبستم ياد من باش تا بتونم، هميشه برات بخونم بي تو وعطر تن تو، يه چراغ نيمه جونم

 *.*.*.*.*.*

هفت شهر عشق شهر اول: نگاه و دلربايي شهر دوم: ديدار و آشنايي شهر سوم: روزهاي شيرين و طلايي شهر چهارم: بهانه،فكر،جدايي شهر پنجم: بي وفايي شهر ششم: دوري و بي اعتنايي شهر هفتم: اشك،آه،تنهايي

 *.*.*.*.*.*

عشق نخستين بينش را نسبت به ابديت به تو هديه مي دهد. عشق نخستين آزموني است كه زمان را به فراسو مي برد. اين گونه است كه عاشقان هرگز از مرگ نمي هراسند. عشق مرگ نمي شناسد...

 *.*.*.*.*.*

يه روز عشق و ديوونگي و محبت و فضولي داشتن با هم قايم باشك بازي مي كردن نوبت به ديوونگي كه رسيد همه را پيدا كرد اما هر چه گشت از عشق خبري نبود فضولي متوجه شد كه عشق پشت يه بوته گل سرخ قايم شده ديوونگي رو خبر كرد و ديوونگي يه خار بزرگ برداشت و در بوته ي گل سرخ فرو كرد صداي فرياد عشق بلند شد وقتي به سراغش رفتند ديدند چشماش كور شده و ديوونگي كه خودشو مقصر مي دونست تصميم گرفت كه هميشه عشقو همراهي كنه و از اون به بعد ديوونگي شد عصاي عشق

 *.*.*.*.*.*

ميميرم مرا در تابوت سياهي بگزاريد تا همه بدانند در تاريكي به سر مي برده ام دستهايم را از تابوت بيرون بگزاريد تا همه بدانند به آنچه مي خواستم نرسيدم چشمهايم را باز بگزاريد تا همه بدانند چشم انتظار از دنيا رفته ام روي قبرم تكه يخي بگزاريد تا مثل باران برايم اشك ريزد و روي سنگ قبرم چيزي ننويسيد تا همه فراموشم كنند...

 *.*.*.*.*.*

**كاشكي مانيتورت بودم هميشه رخ به رخت بودم...... كاشكي كه كيبورتت هميشه زير انگشتات بودم.......كاشكي كه هدفونت بودم هميشه در گوشت بودم .......كاشكي كه موست بودم هميشه تو مشتت بودم .. ....كاشكي پسووردت بودم هميشه توي فكرت بودم

 *.*.*.*.*.*

 گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست/ بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست/ گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن/ گفتي بايد بروم حوصله اي نيست/ پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف/ رفتي تو و ديگر اثر از چلچله اي نيست/ گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت/ جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست/ رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت/ بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست.

 *.*.*.*.*.*

 يادت باشه اگه شبي رفتي ستاره بياري قلبتو وقت اومدن توآسمون جانذاري نري يه وقت پيداكني توآسمون ستاره اي يه وقت باچشمات نبينم يه چشمكي اشاره اي يه وقت نبينم خودت هم مثل ستارها شدي ستاره اي روديدي و...روزوشب ازخود بيخودي اين زمينم واسه خودش يه آسمونه رنگيه آسمون اين پايينا پرازستاره سنگيه يه وقت ازاين ستارهاگول نخوري ماه شبم آخه براي داشتنت هميشه درتاب وتبم مي ترسم ازدستت بدم اگه بري به آسمون بي خيال ستاره شو پيش من خاكي بمون

 *.*.*.*.*.*

 كاش آدما عاشق نميشدن كاش بين عاشقا فاصله نبود كاش بين عشاق جدايي نبود كاش هيچ عشقي نميره كاش عشق همه پاك باشه كاش كاش كاش........ خدايا ميشه اين آرزوها به حقيقت تبديل بشه؟ تو ميتوني پس دل هيچ عاشقي رو نشكن. تو تنهايي ميدوني تنها بودن چقدر سخته

 *.*.*.*.*.*

عشق يعني شاعري دلسوخته عشق يعني آتشي افروخته عشق يعني با گلي گفتن سخن عشق يعني خون لاله بر چمن عشق يعني شعله برخرمن زدن عشق يعني رسم دل بر هم زدن عشق يعني يك تيمم، يك نماز عشق يعني عالمي رازو نياز عشق يعني با پرستو پر زدن عشق يعني آب بر آذر زدن عشق يعني چون محمد پا به راه عشق يعني همچو يوسف قعر چاه عشق يعني بيستون كندن به دست عشق يعني زاهد اما بت پرست عشق يعني همچو من شيدا شدن عشق يعني قطره و دريا شدن عشق يعني يك شقايق غرق خون عشق يعني درد و محنت در درون عشق يعنــي
ديده بر در دوختن عشق يعني در فراقش سوختن عشق يعني قطعه شعر ناتمام عشق يعني بهترين حسن ختام

 *.*.*.*.*.*

 اي كه مي پرسي نشان عشق چيست عشق چيزي جز ظهور مهر نيست..... عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛ عشق يعني كوشش بي ادعا ..... عشق يعني مهر بي اما اگر ؛ عشق يعني رفتن با پاي سر ..... عشق يعني دل تپيدن بهر دوست ؛ عشق يعني جان من قربان اوست ..... عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو ..... عشق يعني عاشق بي زحمتي ؛ عشق يعني بوسه بي شهوتي ..... عشق ، يار مهربان زندگي ؛ بادبان و نردبان زندگي ..... عشق يعني دشت گلكاري شده ؛ در كويري چشمه اي جاري شده ..... يك شقايق در ميان دشت خار ؛ باور امكان با يك گل بهار

 

نويسنده: مهدی مورخ: شنبه 22 اردیبهشت1386 در ساعت: 12:41 |+|
اس ام اس 27

زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا شد . اين پرپر شد ن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است

 *.*.*.*.*.*

کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه فردا نبود کاش بودي تا نگاه خسته ام بي خبر از موج و درياها نبود کاش بودي تا دو دست عاشقم غافل از لمس گل مينا نبود کاش بودي تا زمستان دلم اين چنين پر سوز و پر سرما نبود کاش بودي تا فقط باور کني بي تو هرگز زندگي زيبا نبود

 *.*.*.*.*.*

گفته بودم كه اگر بوسه دهي توبه كنم دگر اين گونه خطاها نكنم بوسه دادي چو لبت برخاست از روي لبم توبه كردم كه دگر توبه ي بيجا نكنم.

 *.*.*.*.*.*

رفتم نزد طبيب زشدت درد گفتم غم عشق را چه توان كرد شش بوسه نوشت به كنجه ي لب 2تاصبح و2تاظهرو 2تا شب.

 *.*.*.*.*.*

عشق يعني با تو خواندن از جنون ، عشق يعني سوختنها از درون عشق يعني سوختن تا ساختن ، عشق يعني عقل و دين را باختن عشق يعني دل تراشيدن ز گل ، عشق يعني گم شدن در باغ دل عشق يعني تو ملامت کن مرا، عشق يعني مي ستايم من تو را عشق يعني در پي تو در به در ، عشق يعني يک بيابان درد سر عشق يعني با تو آغاز سفر ، عشق يعني قلبي آماج خطر عشق يعني تو بران از خود مرا ، عشق يعني باز مي خوانم تو را عشق يعني بگذري از آبرو ، عشق يعني کلبه هاي آرزو.

 *.*.*.*.*.*

نويسنده: مهدی مورخ: پنجشنبه 23 فروردین1386 در ساعت: 0:58 |+|
اس ام اس 26
 
عاشقي يك شب است و پشيماني
هزار شب
حالا هزار شب پشيمانم كه چرا
يك شب عاشق نبوده ام
 *.*.*.*.*.*
 
دخترک هميشه ميگفت: من براي نجابت وفا و زيباييت عاشق تو شدم. پسرک
براي روز تولدش سه حيوان خانگي به او هديه داد... اسب سگ و يک پرنده
زيبا! تا دخترک خواست دليل اينکار را بپرسد... پسرک رفته بود. براي
 هميشه...
 
 *.*.*.*.*.*
 
 عشق نمي پرسه عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني . عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم
 *.*.*.*.*.*
 
 اگر كليد قلبي را نداري قفلش نكن اگر خداحافظي در راه است سلام نكن اگر دستي را گرفتي رهايش نكن دفتري كه بسته شد ديگه بازش نكنيد قلبي كه شكسته شد ديگه نآزش نكني
 *.*.*.*.*.*
 
عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست
 داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي.
 *.*.*.*.*.*
 
هميشه تو يک ارتفاع بالايي از جو، ديگه ابر وجود نداره. اگه يک وقت
ديدي آسمون دلت ابري بود بدون به اندازه کافي اوج نگرفتي.
 *.*.*.*.*.*
 
آدم ها شوخي شوخي به گنجشکها سنگ مي زنند... و گنجشکها جدي جدي مي
 ميرند... آدمها شوخي شوخي زخم مي زنند... و قلبها جدي جدي مي شکنند...
 و تو شوخي شوخي لبخند مي زني... و من جدي جدي عاشق ميشم.
 *.*.*.*.*.*
 
ازش پرسيدم چه قدر منو دوست داري؟ گفت: به اندازه جوهر خودكارم. گفتم:
خيلي نامردي چون جوهر خودكارت يه روز تموم مي شه لبخند زد و گفت:
خودكار من اصلا جوهر نداره.
 
 *.*.*.*.*.*

نويسنده: مهدی مورخ: یکشنبه 12 فروردین1386 در ساعت: 16:39 |+|
اس ام اس 25
تو رو در آيينه ديدم ، آيينه را شکسستم ، هزار تکه شد ، نه بخاطر اينکه از تو بيزاربودم ... فقط خواستم هزاران هزار بار بيشتر ببينمت ...... !!! دوسستت دارم ...

به پای چوبی من تبر زده نگاه تو من نمی تونم برم ولی تو هی می گی برو آخه من کجا برم هر جا برم بازم تویی پیش پای لنگ من یکه و تنهام تویی تو فاصله با هم یکی شدین من و پا هام به رسیدن نا امید کاش می شد می رسیدم تا بدونم تو فاصله به هم چیا می گین .

آدم نمي تونه ياد بگيره که دلش نشکنه ولي ميتونه ياد بگيره که با تکه هاي شکستش دست اوني که دلشو شکسته نبره

بخار دهنم روي شيشه ، تو زمستون ، ثابت مي کنه من هنوز زنده ام ، اما خيلي سريع محو مي شه تا ثابت کنه زندگي چقدر کوتاهه ، دوباره ها مي کنم تا زندگي ادامه داشته باشه ....!!!

ازم پرسيد به خاطره کی زنده هستی؟ با اينکه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو"، بهش گفتم : "بخاطر هيچکس" پرسيد : پس به خاطره چی زنده هستی؟ با اينکه دلم داد ميزد "به خاطر دله تو"، با يه بغز غمگين بهش گفتم "بخاطر هيچّی" ازش پرسيدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟ در حالي که اشک تو چشمش جمع شده بود گفت : بخاطر کسی که بخاطر هيچ زندست.!


نويسنده: مهدی مورخ: پنجشنبه 9 فروردین1386 در ساعت: 16:45 |+|
اس ام اس 24

از آن روزها که تو به من گفتي ميان سنگلاخ ها و دره ها و کوه ها مواظب هم باشيم و دست هم را ول نکنيم روزها گذشته است . اما دست هر دويمان در هواست و ميل به گرفتن نداريم . هميشه مي خواستم بگويم که تو يعني ظندگي من اما غرورم مانع شده است . مي خواهم بداني که دلم برايت به اندازه همين يک دنيا فاصله تنگ است . پس دستت را به من بده که من براي شروع دوباره آماده ام ...

دوستت دارم براي بخشي از وجودم که تو شکوفايش مي کني . دوستت دارم چون دست بر دل افسرده ام مي نهي زنگارهاي بي ارزش و بي مقدار به سويي مي زني و نور مي تاباني بر گنجينه هاي پنهاني که تا کنون در ژرفا مانده بودند               من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربانتر           من تو را به کسي هديه مي دهم که صداي تو را از دور در خشم در مهرباني دلتنگي خستگي ... در هزار همهمه دنيا يکه و تنها بشناسد . من تو را به کسي هديه مي دهم که راز معصوميت گل مريم و تمام سخاوتهاي عاشقانه اين دل معصوم دريايي را بداند ...

من در اين گوشه ويرانه به تنهايي خود مي نگرم . مرا ياد کن که ديري ست از خاطره ها رفته ام مرا به سوي خود بخوان . بگذار سخن بگويم که روزگاريست مهر خاموشي بر لب زده ام و در هيا هوي بي کسي گم گشته ام .         دستانت را به دستانم بسپار که دلم هواي تو دارد . مرا به حال خوش رها  مکن . آخر شکسته بال پروازم . محتاجم . محتاج همراهي تو ...

در اين شب باراني حس غريبي دارم حس غريب من پر است از التهاب لحظه ها . حس غريب من حسي دوست داشتني است ...


تو قشنگ  ترين تصوير گ
ر روياهاي مني که زمين و آسمانم را خوشبو کرده اي و روي نيمکت هاي چوبي و کوچک خيالم هميشه گلبرگهاي فکر زيبايت به بازي نشسته اند . پس دستم را بگير و مرا با همه توانت به قاب قشنگ طبيعت ببر تا چند صباحي هم در پاييز خاطرات بهاريمان باهم زندگي کنيم ...

 


نويسنده: مهدی مورخ: چهارشنبه 8 فروردین1386 در ساعت: 10:59 |+|